محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
429
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و تا خزاين خود را پركنند و بزمهاى عيشونوش خويش رونق بخشند ، بار گران ماليات را بر دوش آنان مىنهادند و در اين راه هيچچيز را ياراى ممانعت نبود ، نه دين و نه اخلاق . همچنانكه سياست خارجىشان مورد اعتراض نويسندگان و متفكران زمانشان بود به اين سياست داخلى نيز اعتراض مىكردند ؛ از جمله فيلسوف ابن حزم آنان را بدينگونه مورد حمله قرار مىدهد : « اما در باب اين فتنه سؤال كرده بوديد . اين كارى است كه خدا ما را به آن گرفتار كرده است . از خدا سلامت مىخواهيم كه فتنهء سوئى است كه ديانت مردم را - مگر آنهايى را كه خدا حفظ كند - به صور گوناگون كه بيان آن سخن را به درازا مىكشاند ، از ميان برده است . كارگزاران شهرها و دژهاى اندلس ما از ابتدا تا به انتها همه محارب با خدا و رسول هستند و در زمين فساد مىكنند . و تو به عيان مىبينى كه چهسان اموال مسلمانان را تاراج مىكنند و چگونه دست سپاهيان خود را در راهزنى گشاده داشتهاند و چگونه بر مسلمانان باج و خراج و جزيه تحميل مىكنند و يهوديان را بر سرشان مسلط ساختهاند تا در راه و بيراه از آنان جزيه مطالبه نمايد . . . مبادا آن فاسقانى كه خود را به فقه منسوب مىدارند تو را بفريبند . اينان گرگانى در پوست ميش هستند كه بدى را در چشم بدكاران مىآرايند و فاسقان را در فسقشان يارى مىكنند . » « 2 » فقها در اين عصرى كه عصر انحلال و هرجومرج اخلاقى و اجتماعى بود در شمار ياوران سرسخت امراى طوايف درآمده بودند و ستم و طغيان آنان را توجيه مىنمودند و اعمالشان را مىستودند . در خوردن اموال رعيت با آنان شريك مىشدند و در هر دربارى به خدمت مىپرداختند تا بر نفوذ و دارايى خود بيفزايد . آنگاه معلومات دينى و فقهى خود را براى تأييد ظلم و جور ايشان بهكار مىگرفتند و مردم را به نام شرع مىفريفتند . امراى طاغى نيز آنان را زير حمايت خود مىگرفتند و به انواع صلات و عطايا مىنواختند . ابو مروان بن حيان نيز از همكارى ميان امرا و فقها غافل نبوده است كه چگونه فقها ظلم و فساد را تأييد مىكنند و از احكام دين پاى بيرون مىنهند .
--> ( 2 ) . اوراقى مخطوط از ابن حزم كه آسين پلاثيوس در مجلهء الاندلس منتشر كرده است : . 73 - 53 . p , ) 4391 , ona ( suladnA - lA : soicalaP nisA . M