محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
430
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ابن حيان فقها را چون نمك مىشمارد كه فساد امرا بدان چاره توان كرد و مىگويد : « اگر فقها صالح باشند امرا نيز صالحاند و اگر فاسد باشند آنان نيز فاسدند ؛ ولى در اين قرن كه ما زندگى مىكنيم هردو صنف فاسد شدهاند ، چنان كه امرا دست به نابكارى و ستم مىگشايند و فقها با سكوت خويش آنان را تشجيع مىنمايند . . . » « 3 » ملت اندلسى در سايهء طغيان امراى طوايف رنج فراوان برد . اين رنج منحصر به تحمل اوضاع آشفته و انقلابات و فتنهها و جنگهاى داخلى پىدرپى نبود ، بلكه در عين همين بدبختيها و نابسامانيها امراى بلاد افراد رعيت را همانند ابزارى به حساب مىآوردند كه به بدترين و بيرحمانهترين وسايل از آن بهرهكشى نمايد . افراد ملت در نظر ايشان بردگانى بودند كه اموالشان متعلق به مولاى ايشان باشد و ثمرهء دسترنجشان به كيسهء آنان رود تا در ارضاى شهوات و زرقوبرق قصرها و خريد كنيزان و غلامان و فراهم ساختن محافل عيش و نوش و بذل و بخشش به اصحاب منافق خود به كار برند و اين افزون بر مبلغ كثيرى بود كه براى مصارف نظامى جهت محكمتر كردن يوغ ستم بر گردن آنان و پابرجا كردن بساط ستم خويش هزينه مىكردند . در چنين وضعى ارزشهاى اخلاقى سقوط كرد و حق به باطل و حلال به حرام بياميخت . مردم در اين انديشه نبودند كه براى رسيدن به هدف خود از چه نوع وسيلهء شرافتمندانهاى استفاده كنند يا از چه راهى معيشت خويش به دست آرند . ابن حزم در آثار خود شمهاى از اين انحطاط اخلاقى را آورده است . مثلا مىگويد : « در زمانهاى پيش چون صلح برقرار مىشد ديگر حملهاى صورت نمىگرفت بر خلاف امروز . باجهايى كه پادشاهان مىگرفتند منحصر به زمين بود ، اما امروز از مسلمانان سرانه ( جزيه ) مىگيرند و آن را قطيعه مىخوانند . اين مبلغ بايد ماهانه پرداخت شود و از گوسفند و گاو و چارپايان و زنبور عسل ( هر كندويى ) سرانه ماليات مىستانند و از هرچه در بازارها خريدوفروش مىشود چيزى بهعنوان ماليات مىگيرند . مسلمانان در بعضى شهرها شراب مىفروشند و اين هتك حرمت شريعت و نقض قوانين اسلامى است . . . » . ابن حزم سستى اعتقادات دينى امراى طوايف را مورد حمله قرار مىدهد كه « اگر اينان بدانند كه چنانچه دست از
--> ( 3 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت سوم ( نسخهء خطى ) ، برگ 34 ب . و ابن عذارى در البيان المغرب آن را نقل كرده است ( ج 3 / ص 254 ) .