محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

414

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

ناحيهء غربى ناوار به آنجا لشكر برد و سانچو راميرز از جانب شرقى آمد و دو پادشاه تفاهم كردند كه ناوار را ميان خود تقسيم كنند و اين در حالى بود كه دو پسر پادشاه مقتول دستشان از هراقدامى كوتاه بود . پس سانچو بر جزء واقع در منطقهء پيرنه مستولى شد كه بنبلونه پايتخت آنجا بود و آلفونسو بر بخش محاذى نهر ابرو دست يافت . بدين‌گونه مملكت مستقل ناوار چندى استقلال خود را از دست داد ؛ استقلالى كه مدتى مديد از آن دفاع كرده بود . مملكت آراگون نمو كرد و گسترش يافت و نقش عظيم خود را در شمال شرقى اسپانيا ايفا نمود . نگاه آزمندانهء سانچو راميرز بويژه متوجه همسايهء جنوبى يعنى مملكت اسلامى سرقسطه بود . پس مونتشون را محاصره كرد و در سال 1089 م تصرفش نمود . سپس به محاصرهء وشقهء استوار ، مستحكم‌ترين شهر شمالى مملكت سرقسطه پرداخت ؛ ولى پس از اندك مدتى در پاى باروهاى شهر بمرد و پسر و جانشينش پدر وى اول محاصره را ادامه داد . المستعين از پادشاه قشتاله يارى خواست و براى نجات شهر در محاصره افتاده لشكر در حركت آورد . ميان او و پدر و در كرازه نبردى سخت افتاد . المستعين و هم‌پيمانانش از قشتاليان به سختى منهزم شدند و پس از چند روز وشقه تسليم شد . اين موضوع را نيز به تفصيل در جاى خود در اخبار مملكت سرقسطه آورده‌ايم . سال بعد پدر و باقواى خود به يارى هم‌پيمانش السيد الكمپيادور كه با مرابطون مىجنگيد رفت . اين‌بار در مندير نزديك بلنسيه شكست در لشكر مرابطون افتاد . پدر وى اول تا سال مرگش - سال 1105 م - بر تخت آراگون استقرار داشت . پادشاهى دلير بود . او بود كه با فتح وشقه و بربشتر مقدمات سقوط مملكت سرقسطه را فراهم كرد . سقوط قطعى آن بعدها به دست برادر و جانشينش آلفونسو انجام گرفت . پدر و در دين خود مردى سخت متعصب و پرهيزگار بود . هرشهر اسلامى را كه مىگشود در حال ، مساجدش را به كليساها تبديل مىكرد و در كليساها و ديرها بسيار نماز بجاى مىآورد . چون تنها پسرش پيش از وفاتش درگذشت برادرش آلفونسوى اول آراگونى معروف به « جنگجو » جانشين او شد . همين آلفونسو بود كه بعدها با اوراكا دختر آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله ازدواج كرد و بدين‌گونه بر سراسر مملكت فرمانروايى يافت و از بزرگترين ملوك اسپانيا گرديد .