محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

415

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

امارت برشلونه در كنار ممالك اسپانياى مسيحى كه در نيمهء شمالى شبه جزيرهء اسپانيا تشكيل شده بود ، در جانب شمال شرقى در دامنهء جبال پيرنه امارت مسيحى ديگرى بود به نام امارت يا كنت‌نشين برشلونه . و ما مىدانيم كه برشلونه نخستين ثغر عظيمى بود در شمال شبه جزيره كه مسلمانانش از دست دادند . اين شهر را شارلمان ( كارل كبير ) در سال 185 ه / 801 م در ايام حكم بن هشام تصرف كرد و آن را شهر مرزى مملكت گتى يا اسپانيايى كه در پشت جبال پيرنه به وجود آورده بود گردانيد تا بتواند نگهبان حدود جنوبى فرانسه گردد . قبلا پادشاهان فرنگان حكام اين شهر مرزى را از ميان اشراف و كنتهايى كه به اصل گوتى يا فرانكى انتساب داشتند برمىگزيدند . چون مملكت فرنگان روى به ضعف نهاد و از حمايت ثغر و يارى رساندن به آن بازماندند ، اين كنتها به نيروى خويش غره شدند و خود را دور از مركز حكومت يافتند و اعلان استقلال نمودند و ناحيهء ثغر به چند امارت يا كنت‌نشين كوچك تقسيم گرديد كه مهمتر از همه امارت برشلونه بود . در اواخر قرن دهم خاندان بورل بر آن فرمان مىراندند و در زمان ايشان بود كه المنصور بن ابى عامر به غزاى برشلونه رفت و شهر را بگرفت و ويران نمود . اين پيروزى در سال 375 ه / 985 م اتفاق افتاد ، ولى ابن ابى عامر نخواست شهر را در دست نگه دارد . چون دولت عامرى سقوط كرد و آشوب در قرطبه افتاد ، واضح صقلابى از امير برشلونه كنت رامون بورل و همتاى او كنت ارقله يارى طلبيد تا با گرفتن اموال بسيارى او را در رويارويى با بربر يارى دهند . در نبردهايى كه در سال 400 ه / 1010 م رخ‌داد در كنار المهدى محمد بن هشام شركت جست . از اوايل قرن يازدهم برشلونه را در زير فرمان خاندان برنگر مىبينيم . مؤسس اين خاندان كنت رامون برنگر بزرگ از سال 1035 تا 1076 م بر آن شهر حكومت كرد . در عهد او دامنهء آن امارت‌نشين گسترش يافت و ارقله و شرطانيه نيز به آن افزوده گرديد ؛ سپس ولايت قرقشونه در ناحيهء ديگر از جبال پيرنه به آن منضم شد . اين شهر را دو دختر فرمانرواى آن كنت روجر سوم خريدند . منضم شدن اين بخش از اراضى لانگدوك به امارت برشلونه نتيجهء مهمى دربرداشت و آن پيوستگى ميان شهر مرزى گتى قديم و جنوب فرانسه بود و خود پايگاهى شد براى سواران حادثه‌جويى كه از ديار فرنگان