محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
355
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
داشت و ابن عباد متهم شد كه نه در حراست دين خود تلاش مىكند و نه در حفظ ناموسش . « 25 » تواريخ مسيحى اين اسطوره را چنان كه گويى حقيقتى بىشائبه و شك است در طول قرون نقل كردهاند . در اين تواريخ همواره از زائدهء اندلسى به نام adiaZ aroM aL يا adieC و از نسل مسيحى او حكاياتى نقل شده است . ما مىگوييم كه در اين تفاصيل يك حقيقت يافته مىشود و آن ، زنى است به نام زائده كه زن واقعى يا كنيز سوگلى آلفونسوى ششم بوده و آلفونسو از او صاحب فرزندى شده به نام سانچو و اين پسر در كودكى در جنگ اقليش در سال 501 ه / 1108 م كشته شده است ؛ ولى اين زن دختر المعتمد بن عباد نبوده و المعتمد او را به بهاى بستن يك قرارداد سياسى به آلفونسو تقديم ننموده است . اين است لب اين اسطوره كه چهرهء اغراق و تحريف در آن نمودار است ؛ زيرا به عقل راست درنمىآيد كه اميرى بزرگ و مسلمان چون المعتمد بن عباد ، هرچند هم در امور دينى سهلانگار و متساهل باشد ، دختر خود را به اميرى مسيحى به زنى دهد يا بهعنوان كنيز يا رفيقه به او تقديم نمايد . چنين عملى نه از جنبهء دينى و شرعى مورد پذيرش است و نه از جهت عقلى قابل قبول ؛ زيرا اين سؤال پيش مىآيد كه المعتمد بن عباد از اين اقدام ناپسند چه نتيجهء سياسى مىخواست حاصل كند ؟ بويژه در آن بحرانى كه اسپانياى مسلمان دچار آن شده بود چگونه ممكن بود يك رهبر مسلمان خود و خاندانش را دستخوش چنان اتهامى كند ؟ المعتمد بن عباد به اندازهء كافى در درون مملكت و خارج از آن بدگويان و نكوهشگرانى داشت ؛ بنابراين چگونه با چنين عملى سلاح تازهاى به دست مخالفان خود مىدهد تا او را در صف مرتدان و خارجشدگان از دين قرار دهد ؟ اما بيان حقيقى اين قصه چنان كه از مطاوى تحقيقات و نصوص موثق برمىآيد
--> ( 25 ) . اين قصه در ضمن روايت odeivO ed oyaleP كه در آن عصر نوشته شده آمده است . همچنين در خلال مجموعهء adargaS anapsE از پدر فلورس ( جلد چهاردهم ) نيز نقل شده است . نيز آن را رودريك طليطلى در aeinapsiH sibaR eD ، ولوقاى طليطلى در روايت nocinorC idnuM با اختلافى در تفصيلات آوردهاند . پدر فلورس نيز در تاريخ خود به نام sanyeR : serolF sacilotaC و از مورخان جديد مودستو لافونته در anapsE ed lareneg airotsiH از آن سخن گفتهاند . نيز رجوع كنيد به 467 - 067 . p , . dibI : ladiP . M . R كه روايات پيشين را خلاصه كرده است .