محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
354
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
به سردارى ابن الحاج بود . در هرحال ، مرابطون لشكر به قرطبه بردند . حاكم آن الفتح ملقب به المأمون پسر المعتمد بن عباد بود . او نيز براى دفاع ، سازوبرگ ضرورى گردآورده بود . الفتح زن و فرزند خود را - احتياطا - به حصن المدور در جنوب غربى قرطبه بر ساحل رود وادى الكبير فرستاده بود تا اگر خطرى پيش آيد به آنان آسيبى نرسد و نيز به هنگام ضرورت بتواند به پادشاه قشتاله پناه برد . چنان برمىآيد كه اين اقدامات به اشارهء ابن عباد يا به موافقت او بوده است . در واقع قرطبه نتوانست چندان مقاومتى كند . مرابطون آن را به عنف تصرف كردند و الفتح بن المعتمد را كه از شهر دفاع مىكرد كشتند و سرش را بر نيزه كردند . فتح قرطبه به دست مرابطون در روز سوم ماه صفر سال 484 ه / بيست و ششم ماه مارس سال 1091 م بود . « 24 » * اكنون بايد اندكى درنگ كنيم تا به يك مسئلهء مهم تاريخى بپردازيم ؛ مسألهاى كه در طول تاريخ با اسطوره آميخته شده و امروز به نحو اقناعكنندهاى حقيقت آن آشكار گرديده و آن ، قصهء زائدهء اندلسى است . راويان اسپانيايى مسيحى كه معاصر اين حادثه بوده و يا بعد از آن آمدهاند ، آوردهاند كه آلفونسوى ششم دختر المعتمد بن عباد را كه « زائده » نام داشت به زنى گرفته يا او را بهعنوان كنيز سوگلى خود اختيار كرده بود و از او تنها فرزندش سانچو به دنيا آمده بود ، و بر آن افزودهاند كه چون المعتمد بن عباد از سوى مرابطون احساس خطر كرد از آلفونسو خواست كه به يارىاش شتابد و در اين هنگام بود كه دختر خود زائده را نزد پادشاه مسيحى فرستاد . آنگاه بخشهايى از اراضى طليطله را كه فتح كرده بود بهعنوان جهيز دختر به آلفونسو واگذار كرد . در بعضى روايات متأخر ، اين اقدام از جانب المعتمد بن عباد در موقعيتى پيش از آمدن مرابطون انجام پذيرفته است . بعضى گويند جزء يكى از مواد معاهدهاى بود كه المعتمد بن عباد به وسيلهء وزيرش ابن عمار با آلفونسو منعقد كرده بود . سرانجام اين عمل رسوايى بزرگى را در اندلس درپى
--> ( 24 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 100 . و رجوع كنيد به : . 504 . p , . dibI : ladiP . M . R