محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
348
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
كه پادشاه قشتاله پس از استيلايش بر طليطله توانست همهء سرزمينهاى وسطاى اندلس را از نهر تاجه تا سرزمين فرنتره در جنوب به تصرف درآورد و در شهر مرزى طريف روبروى ساحل مغرب قرار گيرد و در اين پيشروى هيچيك از امراى طوايف مانع حركت او نشد و چهبسا بار ديگر چنين اتفاقى بيفتد و بلاد مغرب در خطر سپاه مسيحيت قرار گيرد . 3 امير المسلمين براى بار سوم در اوايل سال 483 ه - چنان كه گفتيم - از آب گذشت و به اندلس درآمد . در اين هنگام آنچه براى او اهميت داشت اخبار پىدرپى بود كه مىرسيد و از قراردادهاى سرى خبر مىداد كه المعتمد بن عباد و المتوكل بن الافطس و عبد اللّه بن بلقين با آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله بسته بودند تا با او در بيرون راندن مرابطون همدستى كنند . حملهء يوسف در آغاز صبغهء جهاد داشت ؛ زيرا فورا به جانب طليطله لشكر برد و در راه متعرض اراضى قشتاله گرديد . در اين سفر هيچيك از امراى طوايف به يارى او برنخاست و با او نرفت . يوسف اميدوار بود كه طليطله را بازپس ستاند و جراحت خونين اندلس را شفا بخشد و توجه همهء مردم اندلس را به خود جلب كند . مرابطون در حوالى طليطله دست به آشوب و خونريزى و تاراج زدند و تمام كشتهها را از ميان بردند ؛ سپس شهر را به محاصره درآوردند . طليطله شهر قديم گتها و پايتخت امروزين قشتاله بود . آلفونسو و سانچو راميرز به دفاع از آن برخاستند ، ولى مرابطون چون باروهاى بلندش را ديدند و آن استحكامات شگرف را مشاهده كردند دانستند كه ادامهء محاصره كارى عبث است ؛ از اينرو يوسف نيروهاى خود را به سوى جنوب در حركت آورد . « 12 » يوسف راه خود به غرناطه كج كرد . هدفش غرناطه و فرمانرواى آن عبد اللّه بن
--> ( 12 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 99 . همچنين : 593 493 . p , . dibI : ladiP . M . R