محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

342

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

( در روايات عربى حصن لييط ) بود . آلفونسوى ششم در بهار سال 1085 م پس از استيلا بر طليطله سپاهيان خود را به سردارى گارسيا خيمنس به نواحى شرقى اندلس فرستاد تا در آنجا دست به شورش و كشتار و تاراج زند و منطقهء ميان مرسيه و لورقه را تصرف كند . سپس قشتاليان تصميم گرفتند بر سرتاسر آن منطقه بسط نفوذ دهند و در آنجا دژ مستحكمى بنا كنند . اين دژ در مكانى بود به نام اليدو واقع در ميان مرسيه و لورقه و به لورقه نزديكتر . چون دژ ساخته شد آن را به سلاح و مردان جنگى و آذوقه بينباشتند و پايگاه حمله به اراضى مرسيه و المريه‌اش ساختند و از آن پس در دلها وحشت آفريدند و قواى محلى اندلس از پاسخ به تجاوز ايشان عاجز بودند . چون ساكنان آن نواحى به جان آمدند نامه‌ها و پيامهايى نزد امير المسلمين يوسف بن تاشفين فرستادند و او را به يارى خود خواستند . « 1 » المعتمد بن عباد كه صاحب اصلى مرسيه و لورقه بود بيش از ديگران به نجات آن منطقه از تجاوز مسيحيان اهتمام مىورزيد . آلفونسو پس از هزيمت زلاقه پادگان دژ اليدو را دو برابر كرد و به سردار خود گارسيا خيمنس فرمان داد كه براى انتقام از المعتمد بن عباد هرچه مىتواند در اراضى لورقه و مرسيه آتش فتنه بسوزاند ؛ زيرا المعتمد بود كه بر ضد او خروج كرد و مرابطون را به درون اندلس كشانيد . « 2 » عدهء جنگجويان پادگان اليدو در اين هنگام سيزده هزار تن بود كه هزار تن از آنان سوار بودند . المعتصم ابن صمادح صاحب المريه نيز در اين فاجعه با المعتمد بن عباد شريك بود ؛ يعنى اراضى او هم از سوى مسيحيان دژ اليدو مورد تجاوز واقع مىگرديد . المعتمد در اين اشتياق بود كه استيلاى حقيقى خود را بر مرسيه كه در اين ايام تحت فرمان ابن رشيق بود ، اعمال كند . پس لشكر گردآورد و همراه با مرابطونى كه يوسف بن تاشفين در خدمت او گذاشته بود به مرسيه حمله كرد . نخست به لورقه لشكر برد ؛ ولى لورقه در برابر حملهء او پايدارى كرد . المعتمد بن عباد از لورقه به مرسيه رفت و آنجا را محاصره نمود ؛ اما ابن رشيق توانست با مرابطون وارد مذاكره شود و آنان را قانع كند كه او را به حال خود گذارند . بدين‌گونه المعتمد بن عباد ناتوان شد و بدون آنكه پيروزيى به دست آورد

--> ( 1 ) . الحلل الموشيه ، ص 47 و 47 ، و رجوع كنيد به : 913 . p , . dibI : ladiP . M . R ( 2 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 98 . همچنين : 163 . p , . dibI : ladiP . M . R