محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
337
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
دليرانهء المعتمد بن عباد ستايش كرده است و گويد : از رؤساى اندلس جز زعيم رؤسا و سرداران ، ابو القاسم المعتمد بن عباد كس پايدارى نشان نداد . المعتمد بن عباد در حالى كه زخمهاى گران برداشته بود ، بيمارگونه نزد امير المسلمين آمد و پيروزى او را تهنيت گفت . « 15 » يوسف بن تاشفين در نامهاش براى معز بن باديس باز هم شجاعت و پايدارى المعتمد بن عباد را مىستايد . اما حادثهاى دردناك چهرهء تابان اين پيروزى را تيرهوتار كرد و آن وفات پسر و وليعهد امير المسلمين ، امير ابو بكر بود . او را در مراكش به جاى خود نهاده بود . امير ابو بكر بيمار بود . امير المسلمين از سبته شتابان به مغرب بازگرديد . صاحب روض القرطاس معتقد است كه اگر امير ابو بكر نمرده بود امير المسلمين به اين زودى بازنمىگرديد . « 16 » بعضى گويند بازگشت او به آن سرعت ، به سبب مرگ فرزندش نبود ، بلكه به سبب اختلاف امراى اندلس بود . اينان ، هم ميان خود با يكديگر اختلاف داشتند و هم ميان امرا و ملتشان . « 17 » بارى ، امير المسلمين با سپاه خود به اشبيليه رفت و قدرى در خارج شهر بياسود ؛ سپس سه هزار تن از سپاهيان خود را نزد المعتمد بن عباد نهاد و خود رهسپار مغرب گرديد . دانشمند خاورشناس كودرا در پيرامون اين نبرد مىنويسد كه « از خوشبختيهاى مسيحيان اين بود كه يوسف بن تاشفين فاتح پيروزمند زلاقه پس از شكست دشمن ، ناگاه خبر وفات فرزندش امير ابو بكر سير را برايش آوردند . يوسف مجبور شد از تعقيب مسيحيان منصرف شود و نتواند ثمرهاى كه از اين پيروزى حاصل مىشد يعنى استيلا بر طليطله را به دست آورد . البته اين يك طرف قضيه است ، ولى طرف ديگر قضيه اين است كه بر خلاف نظر بعضى مورخان كه مىگويند سپاه آلفونسو از هم فروپاشيد و او خود توانست با اندكى پس از تحمل مشقات زياد به قشتاله بازگردد ، سپاه آلفونسو همهء نيروى رزمى خود را از دست نداد و او توانست پس از اندك مدتى دوباره آمادهء هجوم به بلاد مسلمانان شود ، ولى هيچگاه بخت با او يارى نمىكرد . » « 18 »
--> ( 15 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 97 . ( 16 ) . همان مأخذ ؛ ص 98 . ( 17 ) . امير عبد اللّه : التبيان ، ص 107 . ( 18 ) . , azogaraZ ( anapsE ne sedivaromlA sol ed noicirapseD y aicnedaceD : aredoC . F . 342 . p , ) 9981