محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
301
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
نيز براعت يافت . چون امير ابو بكر بن ابراهيم اللمتونى از سوى مرابطون در سرقسطه حكومت يافت ، ابن باجه را به وزارت خويش برگزيد و او را از خواص خود نمود و با آنكه آن فيلسوف را به داشتن آراى الحادى متهم كرده بودند ، مورد توجهاش قرار داد . چون سرقسطه در سال 1118 م به دست اسپانياييها افتاد ، ابن باجه از آنجا به اشبيليه رفت و سپس به شاطبه . آنگاه از اندلس راهى مغرب گرديد و در آنجا ببود تا سال 1138 م كه وفات كرد . ابن باجه نزديك به بيست و پنج كتاب نوشته كه تنها اندكى از آنها به دست ما رسيده است . همچنين چند قصيدهء شيوا و محكم از او برجاى مانده كه حكايت از قوت طبع و ظرافت خيال و قدرت شاعرى او دارد . ابن باجه را همگان از بزرگترين متفكران و فلاسفهء اندلس مىشمارند و آرا و نظريات او را در فيلسوف و متفكر بزرگ ابو الوليد بن رشد تأثير فراوان بوده است . « 14 » در سرقسطه در ايام بنى هود ، در عهد المستعين بن المؤتمن متفكر و فيلسوف سياسى ابو بكر الطرطوشى ظهور كرد . او به طرطوشه كه ثغر سرقسطه بود انتساب داشت . كتاب سراج الملوك از اوست كه از حيث موضوع و نظريات مبتكرانه يكى از كتبى است كه حاوى اساس سياست پادشاهى در تفكر اسلامى است . ابن خلدون در المقدمه به اين كتاب اشاره كرده و آن را از كتبى كه پيش از او در اين موضوع نوشته شده بهشمار مىآورد . « 15 » الطرطوشى كتاب خود را در اثناى اقامتش در مصر در ايام الافضل شاهنشاه ابن امير الجيوش تأليف كرده و در آن از آراى استاد خود ابن حزم القرطبى بهره گرفته است . الطرطوشى در سال 520 ه / 1126 م در اسكندريه وفات كرد . اوضاع مملكت سرقسطه و احوال سياسى و اجتماعى آن بسيارى از نظريات سياسى و اجتماعى الطرطوشى را به او الهام كرده بود . يكى از آنها نظريهء قدرت دولت است . الطرطوشى معتقد است كه قدرت دولت به نيروى نظامى آن متكى است و بايد هردولتى سپاهى از سربازانى كه در آخر هرماه حقوق ماهيانهء خود را دريافت مىدارند ، تشكيل دهد . اين سپاه را سپاه مزدوران مىگفتند . ابن خلدون با اين نظريه به معارضه برمىخيزد و مىگويد اين قاعده در باب دولتهايى كه تازه تشكيل شدهاند نمىتواند
--> ( 14 ) . رجوع كنيد به ابن الخطيب : الاحاطه ، ج 1 / ص 414 - 416 ( 15 ) . ابن خلدون : المقدمه ( بولاق ) ، ص 33 .