محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

302

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

صادق باشد ؛ زيرا دولتهايى مىتوانند از چنين سپاهى بهره گيرند كه كاملا استقرار يافته و دولتمردان جاى پاى محكم كرده باشند . الطرطوشى دولت بنى هود را هنگامى درك كرد كه پير شده و به موالى متكى بود ؛ سپس براى دفاع از كيان خويش مزدوران را به خدمت گرفت . دولتهاى طوايف نيز چنين بودند . پس از اختلال دولت اموى در اندلس و انقراض قدرت عرب و استبداد هراميرى در حوزهء فرمانروايى خويش بيشتر به سربازان مزدور متكى بودند . الطرطوشى در سرقسطه در سايهء دولت المستعين ابن هود مىزيست . آنان نيز نتوانسته بودند قدرت نظامى خود را از هم‌نژادانشان يعنى عربها تأمين كنند ؛ زيرا عربها چنان سرگرم نوشخوارى و رفاه شده بودند كه سالها بود اين خصيصه را از دست داده بودند و همواره در سپاه خود از مزدوران استفاده مىكردند . « 16 » ظاهرا الطرطوشى شديدا تحت تأثير مشاهدات خود در سرقسطه قرار گرفته بود ؛ زيرا اينان براى حمايت از دولت خويش پىدرپى از سپاهيان مزدور مسيحى يارى مىخواستند و مخصوصا در ايام السيد الكمپيادور چنين وضعى كاملا رواج داشت . سرقسطه علاوه بر آنكه يكى از مراكز مهم علوم رياضى و فلسفى در قرن يازدهم ميلادى بود ، همانند ديگر پايتختهاى اندلس از مراكز نيرومند شعر و ادب نيز به‌شمار مىرفت . از ادباى نام‌آورى كه در اين عصر در سرقسطه ظهور كردند بايد از ابن الدباغ و ابن حسداى و ابو عمر بن القلاس نام برد . ابن بسام در الذخيره شمار كثيرى از اين شاعران را نام برده و از رسائل اشعارشان نقل كرده است . سرقسطه بخصوص در مبادلهء فرهنگى و مدنى ميان اندلس و دولتهاى اسپانيايى همسايه و دولتهاى فرنگى شمال نقش مهمى بر عهده داشت . وضع جغرافيايى اين سرزمين كه در نزديكى كوههاى پيرنه بود آن را براى انجام چنين وظيفه‌اى مهيا ساخته بود . آنچه شايان ذكر به نظر مىرسد يكى اين است كه سرقسطه جاى فرود آمدن سواران سلحشور مسيحى بود . از هر نژادى كه بودند به دربار بنى هود مىآمدند و از خوان كرم آنان و دربار باشكوه و ميدانهاى گسترده‌شان بهره مىگرفتند . دربار سرقسطه مركز

--> ( 16 ) . رجوع كنيد به الطرطوشى : سراج الملوك ( قاهره ، 1935 ) ، ص 229 و 231 . ابن خلدون : المقدمه ( بولاق ) ، ص 130 و 131 . همچنين : 582 482 . p , . dibI : ladiP . M . R