محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

294

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

شايع كردند كه او بر طبق احكام قرآن عمل خواهد كرد و جز آنچه شريعت مقرر كرده است هيچ مالياتى از كسى نمىستاند و آنان نيز چون برادرانشان در طليطله مورد الطاف او خواهند بود . آلفونسو محاصرهء سرقسطه را ادامه داد تا در اواخر تابستان سال 1086 م / اوايل سال 479 ه از فرارسيدن مرابطون خبرهايى شنيد . مرابطون از آب گذشته و به اندلس درآمده بودند . در اين هنگام آلفونسو دست به فريبكارى زد و چنان نمود كه هيچ نمىداند چه اتفاقى مىافتد . پس نزد المستعين كس فرستاد و گفت جزيه‌اى را كه پيشنهاد كرده است مىپذيرد . المستعين كه از آمدن مرابطون خبر داشت پاسخ داد پشيزى نخواهد پرداخت . « 5 » از اين پس نبرد زلاقه پيش آمد . در اين نبرد آلفونسو در برابر قواى متحد مرابطون و اندلسيها شكست خورد . اين شكست كه در ماه رجب سال 479 ه / اكتبر 1086 م اتفاق افتاد ، سبب شد دولت قشتاله و ملوك مسيحى ناتوان شوند . المستعين گاه به جنگ عم خود منذر صاحب لارده لشكر مىبرد و گاه به جنگ پادشاه آراگون ؛ اما در هيچ‌يك از اين جنگها سودى حاصل نكرد ، حتى در بيشتر مواقع بهره‌اى جز هزيمت نداشت . احمد المستعين از اين پس چشم طمع به بلنسيه دوخته بود و در اين كار با عم خود رقابت مىورزيد . ما در اخبار بلنسيه از برنامه‌هاى المستعين و كوششهايش در اين راه و حادثه‌جوييهاى هم‌پيمانش السيد سخن گفتيم . ديديم كه چگونه السيد در آغاز وانمود مىكرد كه او را در تحقق اهدافش يارى خواهد كرد ، ولى راه خدعه پيش گرفت و او را فروگذاشت . المستعين پس از آن سعى كرد برنگركنت برشلونه را در محاصره و تصرف بلنسيه با خود يار كند ؛ ولى اين اقدام نيز با شكست روبرو گرديد و كار به آنجا كشيد كه السيد خود به تنهايى فرمانرواى صحنه شد و او بود كه حوادث بلنسيه را زير نظر داشت و منتظر فرصت بود تا بر آن مستولى گردد . و ما پيش از اين در اين باب به تفصيل سخن گفته‌ايم . هنوز احمد المستعين سرگرم اين تعرضهاى بىحاصل بود كه مملكت سرقسطه از دو سو در خطر افتاد : از سوى همسايگانش در شمال و از سوى مرابطون در جنوب . قضاياى شمال آن بود كه در سال 481 ه / 1089 م سانچو راميرز پادشاه آراگون مونتشون

--> ( 5 ) . . 133 . p , . dibI : ladiP . M . R