محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

22

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

نمود و از مردم به ولايت‌عهدى او بيعت گرفت . عبد الملك مردى بدسيرت بود و خودكامه . ميدان تاخت‌وتاز جمعى اوباش را گشاده داشت و كارهاى ملك فروگذاشت و خود را ذو السيادتين المنصور باللّه و الظافر بفضل اللّه ناميد و بدين القاب در منابر خطبه خواندند و اين سيرتى بود به خلاف آنچه پدر و جدش آورده بودند از حلم و تواضع و زهد در امور دنيوى . در سال 440 ه عبد الملك زمام كارهاى مملكت را به دست وزير پدرش ، ابراهيم بن السقا سپرد . او مملكت را در ضبط آورد و به اصلاح امور كوشيد و آرامش بخشيد و امور را به نظم آورد . ابن السقا مدتى دراز در آن شغل ببود . المعتضد بن عباد امير اشبيليه مىدانست كه استمرار وزارت چنين مرد دانا و نيرومندى عاقبت سبب مىشود كه حكومت قرطبه بر اشبيليه استيلا يابد ؛ از اين‌رو در كار ابن السقا نشست و نزد عبد الملك به سعايت پرداخت و از آزمنديها و خيالات سلطه‌جويانهء او برحذرش داشت و به قتل او ترغيبش نمود . عبد الملك مردى بىتدبير و نادان بود ، به سخن ابن عباد گوش فراداد و كسانى را در كمين وزير خود نهاد تا او را كشتند . اين واقعه در سال 455 ه / 1063 م اتفاق افتاد . از اين‌پس عوامل فساد در اجزاى مملكت راه يافت و چون ميان عبد الملك و برادر بزرگش عبد الرحمان رقابت و كشمكش درگرفت ، اوضاع ملك بدتر شد . ابو الوليد محمد بن جهور فرزند كوچك خود عبد الملك را بيشتر از ديگر برادران دوست مىداشت . عبد الرحمان مدعى بود كه او مستحق خلافت است نه برادرش . ميان دو برادر نزاع درگرفت و آن دو هريك دسته‌اى از لشكر را با خود يار كرده و به پشتيبانى خويش دارودسته‌اى تشكيل داده بود . ابو الوليد از عواقب اين كشمكش بترسيد و قدرت را ميان دو برادر تقسيم كرد . عبد الرحمان را كه برادر بزرگتر بود به نظر در امر خراج و نظارت بر اهل خدمت برگماشت و توقيع و مهر سلطانى و امور خرج و دخل را در تمام ابواب نفقات به او سپرد ، و عبد الملك را مسؤول امور لشكر نمود و مواجب و عطاياى سپاهيان را به دست او داد و سرانجام فرماندهى سپاه به او واگذاشت . دو برادر اين راه‌حل را پذيرفتند . ولى ديرى نپاييد كه عبد الملك بر برادر خود عبد الرحمان غلبه يافت و او را در خانه‌اش زندانى نمود و خود زمام كارها به دست گرفت . چون ميدان خالى شد ، عنان از سر هوى و هوس برگرفت و ياران فرومايه و بىسروپاى خويش را بر كارها مسلط