محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
273
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
اموى اندلس و پارهپاره شدن اندلس را به چشم خود ديد . بيشتر توجه او در چنين موقعيت دشوار و حساسى نگهداشتن قلمرو خود بود از تجاوز مسيحيان و اينكه بتواند در يك سرزمين دورافتاده در عصر بروز حوادث ، مملكت خود را در امان بدارد . چون يحيى بن عبد الرحمان بمرد پسرش منذر بن يحيى التجيبى به جاى او نشست . مىتوانيم منذر بن يحيى التجيبى را نخستين امير ثغر اعلى در عهد ملوك الطوايف بهشمار آوريم . منذر بن يحيى بر سرقسطه و اعمال آن فرمان راند و الحاجب ذو الرياستين خوانده شد و نيز مانند خلفا به المنصور ملقبش نمودند . چون اوضاع در قرطبه ديگرگون شد و على بن حمود به بهانهء رهايى خليفه هشام المؤيد به آن شهر درآمد و خود را خليفه خواند ، منذر بن يحيى در كنار خيران و همتايان او از غلامان عامرى به معارضه با على ابن حمود برخاست و آنگاه كه اينان عبد الرحمان بن محمد بن عبد الرحمان الناصر را به خلافت برداشتند و المرتضى لقب نهادند و برايش لشكرى آراستند و به جنگ بربرها و خلع على بن حمود رفتند ، منذر بن يحيى با بخشى از قواى خود با ايشان در حركت آمد و جمعى از مزدوران مسيحى به سردارى كنت رامون امير برشلونه كه همپيمان او بود نيز با منذر بودند . يكى از سرداران او در اين حمله مردى بود كه بعدها در تطور حوادث ثغر اعلى مقامى مهم يافت . اين سردار سليمان بن هود بود . نيز مىدانيم در نبردى كه در آن روزگاران ، در بيرون شهر غرناطه ميان قواى اندلسى و سپاه بربر به سردارى زاوى بن زيرى الصنهاجى درگرفت و به هزيمت سپاه اندلسيها و قتل نامزد خلافتشان المرتضى در سال 409 ه / 1018 م انجاميد ، سليمان بن هود شركت داشت و لياقت خود را نشان داد . « 1 » منذر و همپيمانان مسيحىاش به شمال بازگشتند در حالى كه او يقين كرده بود در يك قضيهء زيانمند شركت داشته و حال آنكه حوادث بلنسيه حكايت از آن داشت كه براى فعاليت او ميدان وسيعى گشوده شده است ، به اين معنى كه چون مبارك امير بلنسيه در سال 408 ه درگذشت و لبيب العامرى صاحب طرطوشه به دعوت مردم بلنسيه به جايش قرار گرفت سپس در فرمانروايى ، مجاهد العامرى صاحب دانيه هم با او شريك شد ، مردم
--> ( 1 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 126 و 127 . همچنين رجوع كنيد به : . 813 - 513 . p , II . V , . tsiH : yzoD