محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
272
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
كوچكترى كه از آن جدا مىشود و به بربشتر و وشقه جارى هستند و شاخهء جنوبى آن يعنى رود خالون تا قلعهء ايوب و دورقه ، اين سرزمين را مشروب مىكنند . در اين سرزمين پهناور با آن درههاى سرسبز و حاصلخيز و آن موقعيت سوق الجيشى ، مملكت سرقسطه در مكان ولايت قديمى ثغر اعلى و مشتمل بر ديگر نواحى آن واقع شده است . ولايت ثغر اعلى در خلال قرن سوم هجرى ( نهم ميلادى ) صحنهء حادثهجوييهاى بنى قسى زعماى ثغر مولدين بوده است و ما قبلا در اين باب سخن گفتهايم . در اواخر اين قرن ، در عهد امير عبد اللّه بن محمد ، بنى تجيب صاحبان دورقه و قلعهء ايوب از اعمال ثغر جنوبى توانستند بر شهر سرقسطه دست يابند و اين كار به دست زعيمشان ابو يحيى محمد بن عبد الرحمان التجيبى معروف به الانقر صورت گرفت . امير عبد اللّه او را به حكومت سرقسطه و اعمال آن برگماشت تا محبتش را جلب كند . اين بنى تجيب از زعماى خاندانهاى اصيل عربى در ثغر بودند . بنى تجيب در سرقسطه بسر مىبردند و همانند ديگر سران مولدين در ديگر مراكز ثغر مثل تطيله و وشقه گاه به فرمان حكومت قرطبه سرمىنهادند و گاه بر ضد آن خروج مىكردند ، چنان كه الناصر توانست به اغتشاشاتشان پايان دهد و بار ديگر آنان را به اطاعت وادارد . الناصر بنى تجيب را عفو كرد و زعيمشان محمد بن هشام التجيبى را به جايگاه فرمانروايىاش ، حكومت سرقسطه ، بازگردانيد ؛ زيرا محمد بن هشام از حيث قدرت ادارهء مملكت مردى شايسته بود و بنى تجيب در شمال ، طايفه و ياران بسيار داشتند . در ايام المنصور بن ابى عامر ، بنى تجيب احساس كردند كه سيادتشان در ثغر با برنامهاى كه المنصور براى پايان دادن به قدرت خاندانهاى عرب طرح كرده ، در خطر افتاده است . زعيم بنى تجيب در اين عصر ، عبد الرحمان بن مطرف التجيبى صاحب سرقسطه بر آن شد كه ابن ابى عامر را براندازد . پس با پسر او عبد اللّه بر ضدش دست به توطئه زد . ما از اين توطئه در اخبار دولت عامرى سخن گفتيم و ديديم كه چگونه ابن ابى عامر توانست عبد الرحمان التجيبى و عبد اللّه را دستگير كند و حكم به اعدامشان دهد ؛ ولى بعد از آن يحيى بن عبد الرحمان التجيبى را در امارت سرقسطه باقى گذاشت . اين واقعه در سال 379 ه / 989 م اتفاق افتاد . يحيى بن عبد الرحمان در حكومت سرقسطه برقرار بود تا سال 408 ه / 1017 م كه چشم از جهان فروبست و پيش از مرگ خويش لهيب فتنه و فروپاشى خلافت