محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
254
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
غرق در شگفتى مىشد . » ابن بسام مىافزايد كه او همواره مىگفت : « در زمان يك رودريگو اندلس از دست رفت و رودريگوى ديگر آن را نجات داد . » « 25 » ولى حق اين است كه السيد در كنار اين جرأت و شهامت و آگاهيهاى جنگى و حادثهجوييهاى پيروزمندانه صاحب بسيارى از صفات نكوهيده بود كه روح مردان سلحشور از آنها بيزار است . با مراجعه به مداركى كه در دست داريم بخصوص نوشتههاى منندث پيدال بزرگترين مورخان معاصر السيد معلوم مىشود كه او چندان به عهد و پيمان پاىبند نبوده و دستيافتن به هدف خود را با هروسيلهاى كه ميسر بوده جايز مىشمرده است . در آن هنگام كه در خدمت ملوك مسلمان بود با دين و ملت خويش عداوت مىورزيد و حتى بر ضدشان خروج مىكرد . السيد با هردو رقيب پيمان دوستى مىبست و چون پاى منافع خودش به ميان مىآمد آن را مىشكست ؛ يعنى در برابر اموالى كه به او پيشنهاد مىشد دوست را به دشمن مىفروخت . در بيشتر اعمال نظامىاش به صورت يك راهزن و رئيس يك گروه تاراجگر جلوه مىكند تا سردار يك لشكر مجاهد منظم . السيد آزمند گردآورى اموال بود و براى فرونشاندن اين عطش خود با شهريار و امت خود دشمنى مىورزيد و بارها بر ضد آنها شورش مىكرد و در اراضى بلاد خود دست به تاراج و كشتار مىزد و از زنان هتك حرمت مىنمود و همهء اين كارها را براى تحقق بخشيدن به اغراض مادى خويش مىكرد . بهطور كلى السيد مردى ماجراجو است كه جامع همهء رذايل زمان خود است ؛ بنابراين با چنين صفات و خصالى چگونه مىتواند در كسوت قهرمان ملى ظهور كند ، تا چه رسد به قديسى صاحب كرامات . متفكران غربى نيز در باب ارزش اعمال السيد و عنوان قهرمان ملى براى او اختلاف دارند . خاورشناس دوزى كه در تاريخ زندگى او كتابى نوشته است « 26 » ، نتيجه مىگيرد كه السيد جز يك سپاهى حادثهجو كه در پى يافتن بخت خويش بود ، هيچ نبود . بيش از آنكه از فضايل عصر خويش بهرهاى برده باشد جامع رذايل آن عصر بود . دانشمند فرانسوى رنان نيز با او همعقيده است و مىگويد : « همين كه السيد را از هالهء اسطوره به در
--> ( 25 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت سوم ( نسخهء خطى ) ، برگ 19 الف و ب . ( 26 ) . . ) 0681 , edyeL ( stnemucod xuaevuon ed s ? erpa'd diC eL : yzoD