محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
255
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
آوريم و به جهان واقعى تاريخ ببريم چيزى از او باقى نماند » . اما پيدال مورخ السيد با اين همه مخالف است و مىگويد : « شعر و تاريخ در حق او متفقند . » « 27 » ابن بسام كه معاصر بيشتر حوادثى است كه السيد در آن غوطهور بوده بخشهايى از زندگى او را ضبط كرده است . و ما علاوه بر نوشتههاى او يكى از اسناد مهم در باب فاجعهء بلنسيه را در دست داريم كه مورخ بزرگ بلنسى كه خود شاهد آن حوادث بوده براى ما برجاى گذاشته است . اين مورخ ابو عبد الله محمد بن خلف الصدفى معروف به ابن علقمه است . ابن علقمه در سال 428 ه / 1037 م در بلنسيه متولد شد و در سال 509 ه 1115 م در همانجا وفات كرد . اديب و شاعر بود . حوادث دردناكى كه بر ميهن او بلنسيه گذشته و خود شاهد آن بوده ، او را به نگارش تاريخ خويش برانگيخته است . تاريخ او بيشتر حوادث غلبهء السيد را بر بلنسيه دربردارد ، يا چنان كه ابن الابار مىگويد : « او را تاريخى است در باب غلبهء روم بر بلنسيه » . ابن علقمه تاريخ خود را البيان الواضح فى الملم الفادح ناميد و اين پيش از سال 500 ه بود « 28 » . از اين تاريخ بلنسيه كه از ميان رفته و به دست ما نرسيده است غير از ابن الابار كه خود از مردم بلنسيه است بسيارى از مورخان بعد هم خبر دادهاند ، از آن جمله صاحب اخبار ملوك الطوايف در ذيل البيان المغرب ، آنجا كه گويد : « ابن علقمه كتابى در باب بلنسيه و محاصرهء آن نوشته كه اشك از ديدگان خواننده جارى مىسازد و عقل از سر عاقل مىپراند » . سپس قصهء قاضى ابن جحاف را از آن نقل مىكند . « 29 » همچنين ابن الخطيب در مقدمهء الاحاطه ضمن تواريخ شهرهاى خاصه از آن ياد مىكند . « 30 » تحقيقات اخير نيز ثابت مىكند كه تواريخ قشتالى معاصر آن ايام و سالهاى بعد بسيارى از مطالبى را كه در تاريخ ابن علقمه آمده بوده است نقل كردهاند . مخصوصا در تاريخ آلفونسوى دانا lareneG acinorC در باب حوادث السيد و بلنسيه از
--> ( 27 ) . . 406 - 395 . p , II . V , diC led anapsE aL : ladiP . M . R ( 28 ) . رجوع كنيد به ابن الابار : التكمله ، ج 1 / شمارهء 514 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 305 و 306 . ابن الخطيب : الاحاطه ( القاهره ، 1956 ) ، ج 1 / ص 91 و نيز رجوع كنيد به : socifargoeG y serodairotsiH sol erbos ocifargoilbiB oiB oyasnE seugioB snoP . 571 . p , ) 8981 , dirdaM ( selonapsE ogibarA ( 29 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 305 و 306 . ( 30 ) . ابن الخطيب : الاحاطة فى اخبار غرناطه ، ج 1 / ص 91 .