محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
253
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
مسيحى اسپانيايى فراتر برده ، در زمرهء قديسان با صفات و سجاياى جليل آوردهاند و بدين اعتبار ، مردم گور او را زيارت مىكنند و از خاك او بركت و سلامت مىطلبند . السيد نخست در دير سن پدر و دو كاردينا در نزديكى بورگوس ( برغش ) مدفون بود ؛ سپس استخوانهاى او را به ساختمان شهردارى بورگوس بردند . مىگويند كه تابوت او را در عهد امپراتور شارلكن ( امپراتور مقدس روم ) در سال 1541 م گشودند . بوى خوشى از آن به مشام رسيد . پيكر او در يك رداى عربى پيچيده شده بود و شمشير و نيزهاى در كنار او بود و در آن حال نورى عظيم درخشيدن گرفت و چون در از تابوت گشودند بارانى سيلآسا فروريخت و همهء قشتاله را دربرگرفت . بيشتر اين اساطير در شعر و حماسهها و اغانى قشتالى آمده كه بخش اعظم آنها يك سال پس از مرگ او ساخته شده است . در اين آثار ، السيد به صورت سوارى سلحشور و دلير و پيروز جنگ و نمونهء كامل يك انسان وطنپرست و جامع جميع فضايل و كمالات مسيحيت است . يكى از مشهورترين حماسهها قصيدهاى است بهعنوان diC oiM ( سرور من ) كه حدود چهل سال بعد از مرگ او سروده شده است . اين قصيده كه در مدينهء سالم سروده شده علاوه بر آنكه تصويرى از حوادث و رسوم و عادات آن را به دست مىدهد بيانگر بسيارى از اخلاق و صفات السيد نيز هست . حس وطنپرستى و اخلاص السيد را مىستايد و او را با همهء ستمگريهايش نسبت به مسلمانان مغلوب ، صاحب قلبى مهربان وصف مىكند كه آنچنان به زن و فرزند خويش عشق مىورزد كه حتى در گيرودار جنگها و چكاچاك سلاحها چشمان زنش خيمنا و دخترانش را در نظر مىآورد . « 24 » اگر السيد را از درون اين اساطير و حماسهها و اغانى بيرون بكشيم و تعصبات دينى و ملى را به يكسو نهيم مىتوان گفت كه او يك سپاهى بزرگ و يك سردار مجرب و تيزهوش بوده است . در روايات اسلامى نيز او را سوارى سلحشور و سردارى پيروز جنگ وصف كردهاند . ابن بسام در وصف او گويد : « در شهامت و حزم و اقدام يكى از آيات پروردگارش بود . . . - خدا لعنتش كند - مردى دانشدوست بود . به راه و رسم عجمان نيك آگاهى داشت و با بيشتر زعماى ايشان ديدار كرده بود . . . در حضور او كتاب و سير عرب را مىخواندند . چون به اخبار مهلب مىرسيدند به طرب مىآمد و
--> ( 24 ) . . 7 . p , . dibI : ladiP . M . R