محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
252
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
قوىپنجهاى درگير شود . ساكنان مسيحى بلنسيه با اموال و امتعهء خويش از شهر بيرون آمدند . خيمنا زوجهء السيد نيز با همهء ذخاير القادر بن ذو النون و اموال عظيمى كه شويش در حادثهجوييها يا در طول جنگهايش تاراج كرده بود و بعدا آلفونسو بر بخش بزرگى از آن دست يافت ، از شهر بيرون آمد . سپس آلفونسو با لشكر خود شهر را ترك گفت . سواران السيد نيز كه استخوانهاى السيد را حمل مىكردند تا آنها را در اراضى قشتاله دفن كنند با او بودند . اين واقعه در ماه مه سال 1102 م اتفاق افتاد . آلفونسو پيش از آنكه از بلنسيه خارج شود فرمان داد آن را آتش زنند و چون قسمت اعظم شهر تل خاكستر شد از آنجا بيرون رفت . روز بعد ، پنجم ماه مه سال 1102 م / شعبان سال 495 ه « 22 » مرابطون وارد بلنسيه شدند و اين ثغر عظيم بار ديگر به حوزهء اسلامى بازگرديد و بر سراسر آن منطقه صلح سايه افگند و با نابود شدن السيد ، بزرگترين عامل آشوب و اضطراب و وحشت در شرق اندلس از ميان رفت . ماجراجوييهاى مسيحيان تا چندى در آن نواحى موقوف شد . « 23 » * ذكر حوادث بلنسيه را از آغاز قيام آن در سايهء ملوك الطوايف بيان كرديم و به اين مناسبت اخبار السيد الكمپيادور را از آن هنگام كه در كنف بنى هود صاحبان سرقسطه ظهور كرد تا آنگاه كه بر نواحى شرقى اندلس غلبه يافت و بلنسيه را فتح كرد و چند سال تا پايان عمر بر آن حكومت نمود نيز آورديم . اكنون مىخواهيم سخنى چند دربارهء شخصيت السيد و صفات او بياوريم . در باب السيد و ميزان قهرمانى و سلحشورى او روايات مختلف است . در آثار مسيحى و قشتالى بخصوص ، او را به صورت مثل اعلاى يك قهرمان ملى وصف كردهاند و تاريخ زندگىاش را هالهاى از اساطير فراگرفته است . گاه او را از مرحلهء قهرمان ملى
--> ( 22 ) . صاحب الذخيره گويد بازپس گرفتن مرابطون بلنسيه را در سال 485 ه بوده است ؛ ولى ماه مه سال 1102 م با شعبان سال 495 ه موافق است . ابن خلدون نيز تاريخ استرداد بلنسيه را سال 495 ه ضبط كرده است ( العبر ، ج 4 / ص 162 ) . ( 23 ) . رجوع كنيد به ابن بسام : الذخيره ، قسمت سوم ( نسخهء خطى ) ، برگ 26 الف و ب . همچنين : . 195 , 935 835 , 335 , 805 . p , . dibI : ladiP . M . R