محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
224
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ترك گفته ، خشمناك به المريه رفت . آنگاه با قواى خود به مرسيه بازگرديد و بر المعتصم سخت گرفت تا او را مجبور به خروج از شهر نمود . اين واقعه در ماه ربيع الاول سال 413 ه / 1022 م بود . غلامان عامرى بر اموال باقيماندهء او دست يافتند . المعتصم به اوريوله پناه برد . خيران از پى او روان گرديد و در تعقيب او پاى فشرد . محمد المعتصم از آنجا به دانيه گريخت و چندى در پناه امير آن مجاهد العامرى زيست . سپس از دانيه به غرب اندلس رفت و چند سال پايان عمر خويش را در آنجا درنگ كرد ، تا در سال 421 ه / 1030 م جهان را بدرود گفت . « 7 » 1 عبد العزيز المنصور بدون هيچ منازعى در حكومت بلنسيه استقرار يافت . در آغاز فرمانروايى ، ميان او و قاسم بن حمود خليفهء قرطبه روابط ، مودتآميز بود . همچنين مجاهد العامرى چندى تحت لواى او درآمد ؛ سپس ميانشان خلاف افتاد و با يكديگر دشمن شدند و مجاهد منتظر نشست تا روزى ضربت خود بر او وارد آورد . عبد العزيز همهء آوارگان خاندان خود را گردآورد و مأوى داد و در حق ايشان مهربانى نمود و ارزاق و عطاياى ايشان فراوان ساخت و در اين باره شايستهترين امراى زمان خود گرديد . چهار تن از مشاهير دبيران آن زمان را در ديوان خود به خدمت گرفت . اين چهار تن كه به طبايع چهارگانه معروف بودند عبارت بودند از ابن طالوت و ابن عباس و ابن عبد العزيز و ابن تاكرنى كاتب رسائل او . چون قاضى ابن عباد فرمانرواى اشبيليه اعلام كرد كه هشام المؤيد ظاهر شده و به خلافت او دعوت كرد ، عبد العزيز المنصور مقدم بر همهء امرايى بود كه با او بيعت كردند و به خلافتش اعتراف نمودند . « 8 »
--> ( 7 ) . رجوع كنيد به ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 162 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 193 و 194 و نيز : . 89 79 . p , anamlusuM aicruM : orimeR y rapsaG ( 8 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت سوم ( نسخهء خطى ) ، برگ 49 ب . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 195 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 164 و 165 .