محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

204

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و شوذر از اعمال مملكت او بودند كه اكنون همه بر او خروج كرده و به مجاهد پيوسته بودند . در سال 433 ه / 1041 م نبرد درگرفت و عاقبت عبد العزيز بر دشمنان خود پيروز شد . عبد العزيز براى پيروزى بر مجاهد از برخى افواج مزدور مسيحى يارى خواست كه پادشاه قشتاله در اختيارش گذاشته بود . مجاهد بدون اينكه در اين نبرد موفقيتى به دست آورد به دانيه بازگرديد . مجاهد برادرزادهء خود عبد اللّه را به امارت جزاير شرقى ( ميورقه ) فرستاد . اين جزاير از مهمترين متصرفات مجاهد بودند و در آنها عظيم‌ترين بنادر را براى ناوگان خود ترتيب داده بود ؛ زيرا آبهاى دانيه براى پهلو گرفتن كشتيهاى بزرگ مناسب نبود . عبد اللّه پانزده سال بر ميورقه فرمان راند تا در سال 428 ه عزل شد و مجاهد غلام خود اغلب را به اين مقام برگماشت . اغلب باقى ايام مجاهد و بخشى از عصر فرمانروايى پسرش على را در ميورقه بود . « 14 » مجاهد در سال 436 ه / 1044 ه پس از قريب سى سال حكومت بر مملكت دانيه و جزاير وفات كرد . به هنگام مرگ او ، مملكتش در عين نظم و رفاه و آسايش بود . تواريخ معاصر مجاهد و آنها كه بعد از او نوشته شده‌اند در باب خصال و نبوغ جنگى و سياسى و مآثر علمى و ادبى او قلمفرسايى كرده‌اند و بيش از همه مورخ بزرگ معاصر او ابو مروان بن حيان او را ستوده است . ابن حيان مىگويد : مجاهد جوانمردترين امراى زمان خود بود و در ادب و آشنايى به زبان عرب و آگاهى از علوم قرآنى در ميان ملوك كس همانند او نبود . مجاهد از عهد صباوت يا دوران كهولت همچنان در علوم قرآنى ممارست مىورزيد ، آنچنانكه نبردهاى او در دريا و خشكى هم او را از فراگرفتن علم بازنداشت . كتابخانه‌هاى مهمى ترتيب داد . در ميان دولتمردان و اصحاب او جمع كثيرى از اهل علم و فهم وجود داشتند . علما از اطراف به سوى او مىآمدند و در سايهء حمايت او مىزيستند . جمعى از علماى قرطبه و ديگر جاها به ديار او پيوسته بودند . ولى با آنكه خود از شعر و ادب بهره‌اى وافر داشت شعرا را نمىنواخت و آنان را از انعام خويش محروم مىداشت ؛ از اين‌رو شعرا نيز به مدح او نمىپرداختند

--> ( 14 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 167 .