محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
153
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
انجاميد و اميرشان اسماعيل بن عباد نيز كشته شد و بربرها قرمونه را بازپس گرفتند . اين واقعه در اوايل محرم سال 431 ه / اواخر سال 1039 م اتفاق افتاد . ابو عبد اللّه محمد البرزالى سه سال پس از اين واقعه ، در سال 434 ه / 1042 م پس از سى سال حكومت بر قرمونه و اعمال آن درگذشت . پسر بزرگش اسحاق بن محمد كه در سن كهولت بود به جاى پدر نشست . ابن حيان او را رئيسى حازم و باكفايت و سهمناك و دلير مىخواند كه در درشتى و قساوت مانند پدرش نبود و هردو را به عفت و پاكى و دورى گرفتن از آفات ناشايست ملوك مىستايد . « 5 » ولى ظاهرا حكومتش به درازا نكشيده ، چنان كه در برخى مآخذ ويژهء ملوك الطوايف ذكر او نيامده است و مىگويند آنكه پس از ابو عبد اللّه البرزالى جانشين او شد پسرش عزيز ملقب به المستظهر بود . « 6 » المستظهر در فرمانروايى سيرتى نيكو نهاد . ولاياتى كه تحت فرمان پدرش بودند با او بيعت كردند . در ايام او آسايش و امنيت در همهجا حكمفرما بود . ولى هنوز زمانى چند از حكومتش نگذشته بود كه المعتضد بن عباد او را در تنگنا گذاشت و لشكر به اراضى او كشيد و محصولاتش را نابود كرد . جنگ ميان آن دو سالى چند ادامه داشت . در اين مبارزه بسيارى از بربرها كشته شدند و اوضاع مملكت قرمونه آشفته شد . در اين حال ، عزيز المستظهر نزد المأمون بن ذو النون صاحب طليطله كس فرستاد و پيشنهاد كرد كه قرمونه را تسليم او كند تا از شر ابن عباد آسودهخاطر شود و ابن ذو النون نيز بخشى از اراضى خود را در ناحيهء جوف در عوض به او دهد . المأمون بن ذو النون بپذيرفت و عزيز المستظهر با اهل و اموال خود به دژ المدور در شمال استجه از اراضى ابن ذو النون رفت و تا پايان عمر در آنجا زيست . در اثناى آن ميان المعتضد بن عباد و المأمون گفتگوهايى درگرفت ، از اين قرار كه المأمون قرمونه را به سبب نزديكىاش به اراضى ابن عباد ، به او سپارد و هردو براى تصرف قرطبه همدست شوند . ابن عباد قرمونه را بستد ، ولى به هيچ يك از تعهدات خويش عمل ننمود . « 7 » در روايت ديگر آمده است كه المستظهر در نهايت ناچار شد كه قرمونه را
--> ( 5 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 237 . ( 6 ) . ذيل البيان المغرب : ج 3 / ص 312 . ( 7 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 238 .