محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
119
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
فصل اول دولت بنى مناد در غرناطه و مالقه فروريختن كاخ دولت اموى و قدرت مركزى و اغتشاشها و آشوبهايى كه در پى آن بود ، فرصتى مناسب براى ظهور فرمانروايان بربر در صحنهء نفوذ و سلطه به دست داد . بربرها - در واقع - از زمان المنصور بن ابى عامر در ميدان سياست اندلس آشكار شدند و مراكز فرماندهى را در لشكرهاى آن اشغال كردند و ابن ابى عامر آنان را چون بازوهاى خود به كار گرفت و تكيهگاه خود ساخت . همچنين قبايل طرفدار بنى اميه را كه در مغرب بودند بر ضد دعوت فاطميان تقويت كرد و به مال و لشكر يارىشان نمود و توانست مغرب را به صورت يكى از ايالات اندلس درآورد . چون كاخ خلافت اموى پس از برافتادن دولت عامرى فروريخت ، آشوبگران و آنان كه بر ضد حكومت خروج كرده بودند كوشيدند آن مردهريك را ميان خود تقسيم كنند و هركس نصيب خويش ببرد . در اين ميان زعماى بربر توانستند بهرهاى بيش از ديگران حاصل كنند . يكى از دولتهاى بربرى ، دولت بنى جهور در جنوب اندلس بود كه توانست خلافت جديدى گاه در قرطبه و گاه در اشبيليه و مالقه برپا دارد و در خلال آن و بعد از آن چند دولت محلى بربرى در غرناطه و رنده و مورور و شذونه پديدار شدند . همچنين دولت بربرى كوچكى نيز در جلگههاى شنتمريهء شرقى بوجود آمد . اگر دولت بنى الافطس در بطليوس را از دول بربرى به حساب آوريم - و بنابر ارجح اقوال