محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
103
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
علامهء گياهشناس ابن بصال الطليطلى . پيش از اين هم از سخن ابن حيان در بخل و امساك مؤسس دولت خاندان ذو النون آگاه شديم ؛ ولى درعين حال ابن حيان هرچه نگريست كسى را كه تاريخ بزرگ خود را به او اهدا كند جز يحيى المأمون نيافت . ابن حيان مىگويد كه چون تأليف به پايان آمد قصد داشته كه آن را براى خود و سپس براى فرزندش پنهان نگاه دارد تا آن فوايد به دست كسانى كه به جاى ستايش به نكوهشش خواهند پرداخت ، نيفتد . تا وقتى كه آن عروس زيبا را خواستگارى چون يحيى المأمون پديد آمد . آنگاه المأمون را به القاب ذو المجدين و كريم الطرفين مىستايد و آن كتاب را تقديم او مىكند . « 16 » 2 چون يحيى المأمون رخت از جهان بكشيد نوهء او يحيى بن اسماعيل ملقب به القادر جانشين او شد . سبب آن بود كه هشام پسر المأمون پيش از مرگ پدر وفات كرده بود يا آنكه پس از چند ماه حكومت درگذشت . « 17 » القادر جوانى تازهسال بود و كمتجربه و ناآگاه . در دامان زنان پرورش يافته و ميان خواجهسرايان و كنيزان بزرگ شده بود . بردگان و موالى در حكومت او تأثير بسيار داشتند . بر مملكتى بزرگ ولى پارهپاره فرمان مىراند . يحيى المأمون كارهاى مملكت را ميان دو وزير برگزيدهء خود ابن الفرج و فقيه ابو بكر الحديدى تقسيم كرده بود . ابن الفرج متصدى امور سپاه و نظر در طبقات سرداران و كارهاى سلطانى و اعمال ديوانى بود و دومى امور مالى و نظارت بر امور رعيت و نيز سمت مشاور را به عهده داشت . يحيى المأمون پيش از مرگ ، نوهء خود را وصيت كرد كه چون زمام حكومت به دست گيرد به يارى ابن الحديدى متكى شود و نصايح
--> ( 16 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 88 . ( 17 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 161 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 171 . همچنين : . ) aton , 45 . p , lareneg acinorC . tiC ( safiaT ed seyeR soL : seviV y . P