محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

94

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

427 ه / 1036 م اتفاق افتاد . بدين‌گونه اسماعيل بن ذو النون ، حكومت طليطله و اعمال آن يافت و به الظافر ملقب گرديد . قلمرو حكومت او از جانب شرق تا كونكه و جنجاله گسترش يافت و در تدبير امور به ابو بكر بن الحديدى از اكابر طليطله اعتماد كرد . ابو بكر بن الحديدى مردى دانشمند و عاقل و زيرك بود . اكثر مردم شهر تأييدش مىكردند و اسماعيل هيچ كارى بىمشورت او نمىكرد . مدت حكومت اسماعيل از چند سال معدود درنگذشت ، زيرا در سال 435 ه / 1043 م درگذشت . در عهد او قصهء ظهور هشام المؤيد شايع شد . اين هشام خيالى در قلعهء رباح از اعمال مملكت او بود و از آنجا بيرونش آوردند و به اشبيليه بردند . در اشبيليه قاضى ابن عباد او را آشكار كرد و برايش بيعت گرفت و چنان كه در جاى خود گفتيم خلافتش را اعلان نمود . پس از اسماعيل بن عبد الرحمان پسرش يحيى بن اسماعيل به جايش نشست و المأمون لقبش دادند . او نيز به سنت پدر ابن الحديدى را به وزارت خويش برگزيد و در مهام امور مملكت به رأى او اعتماد مىكرد . در كنار ابن الحديدى سه وزير ديگر بودند . اسماعيل پسر را وصيت كرد كه از رأى و نظر ايشان نيز استفاده كند . اين سه تن عبارت بودند از الحاج بن محقور و ابن لبون و ابن سعيد بن الفرج . « 5 » در عهد يحيى المأمون حدود مملكت طليطله وسعت گرفت و تا شرق بلنسيه امتداد يافت و در شمار بزرگترين دولتهاى طوايف درآمد و از امنيت و آسايش برخوردار گرديد ، جز اينكه دوران فرمانروايى يحيى المأمون كه سى و سه سال به طول انجاميد سراسر جنگها و خصومتها بود ميان او و دو رقيب نيرومندش ابن هود صاحب سرقسطه و ثغر اعلى و ابن عباد صاحب اشبيليه . در آغاز ميان يحيى المأمون و همسايه‌اش در شمال شرقى ، ابن هود نزاع درگرفت . محل نزاع ميان دو گروه ، سلسله شهرها و قلعه‌هاى استوارى بود ميان ثغر اعلى و مملكت طليطله از قلعهء ايوب تا وادى الحجاره و موضوع نزاع بخصوص شهر وادى الحجاره بود . اين شهر با آنكه از اعمال مملكت طليطله بود ولى گروهى از ساكنانش مىخواستند تحت فرمان سلطان سليمان بن هود صاحب سرقسطه درآيند . سليمان نيز در تند كردن آتش اغتشاش سعى مىكرد و رسولان و

--> ( 5 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 177 . ابن بسام : الذخيره ، قسمت چهارم ، مجلد اول / ص 113 .