محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
95
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
همدستان او اين وظيفه را بر عهده داشتند . چون كار دعوت بالا گرفت افواجى از لشكرش را به سردارى پسر و ولىعهدش احمد بن سليمان به آنجا فرستاد . احمد پس از نبردى به مدد برخى اهالى كه با او دليكى داشتند در سال 436 ه / 1044 م داخل شهر شد . چون يحيى المأمون از اين تجاوز خبر يافت با سپاهيان خود شتابان به وادى الحجاره آمد . ميان او و احمد نبرد درگرفت و پيروزى نصيب ابن هود شد . يحيى رو به گريز نهاد و ابن هود از پى او مىتاخت تا او را در شهر طلبيره بر كنارهء رود تاجه در غرب طليطله محاصره نمود . ابن هود بر يحيى سخت گرفت ؛ آنگاه به پدر خود نامه نوشت و در باب يحيى مصلحت خواست . پدر پاسخ داد كه از محاصرهء طلبيره دست بردارد و يحيى را به حال خود گذارد . پسر فرمان برد و سپاه خود به سر قسطه بازگردانيد و المأمون از آن تنگنا بيرون آمد . يحيى المأمون نمىخواست در اين حد توقف كند . قصدش آن بود كه به جنگ ادامه دهد و انتقام خود از ابن هود بستاند . در اين باب با فرناندوى اول پادشاه قشتاله به گفتگو پرداخت و از او يارى خواست و تعهد كرد كه به سرورى او اعتراف كند و جزيه بپردازد . « 6 » فرناندو دعوت او قبول كرد و افواجى از سپاه خود را گسيل داشت تا در اراضى ابن هود كه هممرز قشتاله بود دست به كشتار و تاراج و تخريب زنند . اين اقدام در اوايل تابستان بود و كشتهها آمادهء درو . سپاهيان مسيحى همهء كشتهها را درو كردند و به بلاد خود بردند و آن منطقه گرفتار قحطى شد . مسيحيان هرچه توانستند كشتند و اسير كردند و به بلاد خود بازگرديدند . در همهء اين احوال ابن هود در دژهاى خود موضع گرفته بود و از رويارويى با متجاوزان امتناع مىكرد . يحيى اين فرصت را مغتنم شمرد و به نوبهء خود به اراضى ابن هود كه هم مرز او بود حمله كرد و دست به كشتار و تاراج زد . يحيى المأمون در همان حال مىخواست روابط دوستانهء خود را با المعتضد ابن عباد صاحب اشبيليه مستحكم سازد تا شايد او را بر ضد ابن هود يارى كند . ابن عباد نيز او را وعدهء يارى داد . نتيجهء اين گفتگوها آن شد كه يحيى نيز دعوت هشام المؤيد را را كه ابن عباد پرورش داده بود ، بپذيرد هرچند در آغاز اسماعيل بن ذو النون آن را
--> ( 6 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 278 . همچنين : . 35 . p , safiaT ed seyeR sol : seviV . Y . P