محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

2

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و با دولتهاى همجوار خود جز در رقابتها يا جنگهاى داخلى براى به دست آوردن غنايم يا توسعه‌طلبى ، رابطه‌اى نداشت . و اين مجموعه از رقابتها و منازعات و جنگهاى داخلى كه خود براى اندلس نوعى خودكشى بود ، قوام دورهء ملوك الطوايف است . پس از پشت سر گذاشتن حوادث اين دوران دردناك از تاريخ اندلس به دوران آمدن مرابطون به شبه جزيرهء اندلس مىرسيم . اينان به نداى فريادخواهى امراى طوايف پاسخ دادند و به يارى اندلس آمدند تا آن را از سقوط حتمى برهانند ، در حالى كه علايم سقوط و نابودى پس از افتادن طليطله به دست مسيحيان كاملا آشكار شده بود . مرابطون كه نخست براى نجات ملوك الطوايف به اندلس آمده بودند ، پس از چندى بر سراسر آن استيلا يافتند و اندلس را نيز ضميمهء امپراتورى بزرگ مغرب نمودند . اين حوادث ميان سالهاى 483 تا 502 ه / 1090 تا 1108 م واقع شد . در نوشتن تاريخ اين دوره ، اين نكته را رعايت كرده‌ام كه هريك از اين دولتهاى كوچك را جداگانه ، از آغاز پيدايش آن تا آمدن مرابطون به شبه جزيرهء اسپانيا و سقوط آنها به دست مرابطون مورد بحث قرار دهم ؛ زيرا اين راه به دقت و وضوح و شمول نزديكتر است از روشى كه بعضى از نويسندگان غربى به كار برده‌اند . البته اين روش كه من برگزيده‌ام گاه در اين يا آن فصل سبب تكرار مىشود . اين تكرارها كه براى رعايت سياق مطلب ضرورى است چندان نيست كه ملالت خواننده را سبب شود . در اينجا نيز ذكر اين نكته را مىپسندم كه من به ديدار از شهرهايى كه مركز فرمانروايى اين دولتهاى كوچك بوده است در مسافرتهاى مكرر خود به اسپانيا نايل آمده‌ام . مواضع و خواص و راههاى مواصلاتى آنها را در اين مطالعات اقليمى شناخته‌ام و اين امر براى من فهم طبيعت آن جنگهاى داخلى را كه ميان اين دولتهاى كوچك پديد آمده بود و انگيزه‌هاى جغرافيايى و تحديد مواضع و بررسى همه‌جانبهء علل و بواعث آنها را ميسر ساخت . در نوشتن اين بخش از تاريخ اندلس به موادى سرشار و متنوع مراجعه كرده‌ام . خوشبختانه از مورخان معاصر آن حوادث ، آثار مهمى به دست ما رسيده كه مقدم بر همه تاريخ ابن حيان است . ابن حيان معاصر فتنهء ملوك الطوايف و پيش از ديگران مورخ آن بوده است . با آنكه نويسندگان بعد بويژه ابن بسام و ابن عذارى مطالب بسيارى از تاريخ ابن حيان نقل كرده‌اند ، ولى دست يافتن به اين اثر گرانبها خود موفقيتى شايان بود . از ديگر مورخانى كه چون ابن حيان معاصر اين دوره از تاريخ اسپانياى اسلامى بوده‌اند ، فيلسوف ابن حزم است . ابن حزم نيز با دقت ادوار و تطورات مختلف آن عصر را مورد تتبع قرار داده است . بخشى از نوشته‌هاى تاريخى و نگرشهاى نقادانهء او در باب اين دولتهاى كوچك به دست ما رسيده كه حاكى از دقت تحقيق و عمق نظريات اوست . از اين دو مورخ همعصر ملوك الطوايف كه بگذريم