غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
9
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بر السنه و افواه مذكور و اين رباعى از آن جمله است كه رباعى من از تو جدا نبودهام تا بودم * اين است دليل طالع مسعودم در ذات تو ناپديدم ار معدودم * و ز نور تو ظاهرم اگر موجودم و خواجه ابو الوفاء در خوارزم فى شهور سنه خمس ثلثين و ثمانمائه درگذشت و هم در آن ولايت مدفون گشت مولانا كمال الدين حسين خوارزمى در سلك مشاهير افاضل زمان حضرت خاقان سعيد انتظام داشت از مجالس النفايس كه مرقوم قلم گوهربار مقرب حضرت خاقانى امير نظام الدين عليشير است چنان مستفاد ميگردد كه مولانا حسين در ايام دولت حضرت خاقانى غزلى در سلك نظم كشيده كه مطلعش اينست بيت اى در همهء عالم پنهان تو پيدا تو * هم در دل عاشق هم اصل مداوا تو و طايفه از اجلاف فقهاء حنفيه معنى بعضى از ابيات آنغزل را بحسب ظاهر مخالف مسائل فقهى تصور نموده آن جناب را تكفير كردند و كيفيت را بعرض نواب پايه سرير اعلى رسانيده و خدمت مولوى را جهت پرسش آن قضيه از خوارزم بهراة آوردند اما هرچند سعى نمودند مدعاى خويش را بثبوت نتوانستند رسانيدند و مولانا حسين اعتراضات اعدا را بروجه صواب جواب گفته از آن بليه خلاص گرديد مقصد اقصى در ترجمه مستقصى از جمله مؤلفات مولانا كمال الدين حسين است و فى الواقع آن كتاب افادتاياب در غايت فصاحت و بلاغت نوشته شده اما بعضى از حكايات آن از خلل خالى نيست و شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد رومى نيز از نتايج اقلام بلاغت نظام آن جنابست شهادت مولانا حسين در خوارزم به زخم تيغ طايفه از سپاه اوزبك كه بر آن ولايت استيلا يافته بودند فى شهور سنه و ثلثين و ثمانمائه بوقوع انجاميد قبرش در پايان پاى پيرش خواجه ابو الوفاست سيد صدر الدين يونس الحسينى از جمله اجلهء سادات خراسان بود و همواره در طريق زهد و تقوى سلوك مينمود از جامع فضايل نفسانى شيخ الاسلام سيف الدين احمد تفتازانى چنان استماع افتاده كه امير فخر الدين وزير شبى حضرت رسالت را صلى اللّه عليه و سلم بخواب ديد و پرسيد كه يا رسول اللّه امير صدر الدين يونس فرزند شما هست يا نى آنحضرت فرمود كه بلى فرزند منست و روز ديگر در تعظيم و احترام آن زبدهء اولاد خير الانام به قدر امكان مبالغه نموده ما دام كه زمام اختيار سركار وزارت در قبضه اقتدار او بود نگذاشت كه هيچكس از اكابر خراسان بر آن جناب تقديم نمايد و سيد صدر الدين يونس در شهور سنهء ببلدهء فاخرهء هراة وفات يافت و از وى يك پسر ماند در غايت پرهيزكارى و ديندارى سيد معين الدين مرتضى نام و سيد معين الدين مرتضى در سنهء از عالم انتقال نمود و او را نيز يك پسر بود سيد رضى الدين عبد الاول نام عليهما الرحمتة الرضوان من اللّه العلام خواجه صاين الدين على اصفهانى بوفور فضايل نفسانى و اكتساب كمالات انسانى موصوف و معروف بود و در انواع فنون مولفات عربى و فارسى تصنيف نمود شرح فصوص الحكم و كتاب مفاحص و شرح قصيدهء ابن فارض از مخفى نماناد كه تاريخ وفات مولانا كمال الدين و سيد صدر الدين و سيد معين الدين رضوان اللّه عليهم را مولف اين كتاب مستطاب ارقام ننمودهاند زيرا كه نسخهايكه منسوب به خط خود مصنف مرحوم ؟ ؟ ؟ ده با نسخ ديگر به همين نهج كه طبع شده به نظر رسيده ظاهرا در حين تاليف من باب تحقيق قلم صداقت رقم از تحرير آن بازداشتهاند