غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
10
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
آن جمله است وفات آن جناب بدار السلطنه هراة در چهاردهم ذى الحجه سنه 830 بوقوع پيوست مولانا جمال الدين عبد الغفار ولد مولانا جلال الدين اسحق سمرقندى و برادر بزرگتر مولانا كمال الدين عبد الرزاق مورخ بود در تكميل علوم دينيه و تحصيل معارف يقينه بر امثال و اقران فايق و سابق مىنمود وفاتش در 19 ذى حجه حجه مذكور اتفاق افتاد . حضرت ولايت شعار امير قاسم انوار عظم شأن آن سرور اهالى نقابت و عرفان از ان زياده است كه قلم دو زبان شمهء از آن در اين اوراق بيان تواند كرد و علو مكان آن مرجع اصحاب كرامت و ايقان نه در آن مرتبه است كه بنان بيان اندكى از بسيار آن بسالهاى فراوان در حيز تحرير تواند آورد رباعى عالىكهرى كه قدوهء احرار است * در نور ضمير كاشف اسرار است خورشيد جمال و مشترى اطوار است * بىشبهه امير قاسم انور است از نفخات فوايح اين نسيمات بمشام جان سالكان طريق ايقان ميرسد كه امير قاسم انوار در اوايل حال دست ارادت به حضرت هدايت منقبت شيخ صدر الدين اردبيلى داده بود بعد از چندكاه بصحبت شيخ صدر الدين على يمنى رسيدهء نسبت بدانجناب نيز در شيوهء اخلاص سكوت مىنمود و امير قاسم بعد از تكميل كمالات صورى و معنوى از آذربايجان كه مولد و منشاء خدام عالىمقامش بود بدار لسلطنه هرات تشريف بارشاد قرق عباد مشغولى فرموده باندك زمانى اكثر اكابر و اعيان خراسان در سلك مريدان آستان هدايت آشيانش انتظام يافتند و درگاه قبله اشتباهش را مرجع و ملاز خويش دانسته صبح و شام باقدام نياز بملازمت خادمانش ميشتافتند و چون آنحضرت با ميرزا شاهرخ و اولاد عظامش در غايت استغنا ملاقات مىنمود و از كمال علوشان چنانچه طمع ميداشتند ايشان را تعظيم و احترام نمىفرمود از آن رهگذر غبار ملال بر حاشيه ضمير ميرزا بايسنقر نشست و خاطر بر اخراج آنحضرت قرار داده كمر سعى و اهتمام بر ميان جان بست اما نميتوانست كه بىتمسك بهانه مكنون ضمير خود را بظهور رساند و چون در سنه 30 احمد لر حضرت خاقان سعيد را كارد زد بوضوح پيوست كه مشار اليه گاهى بملازمت آن مهر سپهر كرامت و درى برج امامت ميرفته ميرزا بايسنقر كيفيت حال بعرض پدر رسانيد و رخصت اخراج امير قاسم انوار حاصل گردانيده اينمعنى را بخدام عتبه عليهاش پيغام داد لا جرم آن حضرت عزم سفر ماوراء النهر جزم كرده و در آن ايام غزلى در سلك نظم كشيده كه مطلعش اين است بيت اى عاشقان اى عاشقان هنگام آن شد كز جهان * مرغ دلم طيران كند بالاى هفتم آسمان و مقطع اين بيت قاسم سخن كوتاه كن برخيز و عزم راه كن * شكر بر طوطى فكن مردار پيش كركسان و چون امير قاسم انوار نور اللّه مرقده بانوار - مراحم طى منازل و مراحل فرموده ببلدهء فاخره سمرقند نزديك رسيد امرا و صدور ميرزا الغ بيك در انديشه افتادند كه آن حضرت نقايت منقست التماس نمايد كه جهته ملاقات پادشاه خجستهصفات ببارگاه سلطنت تشريف آوردند يا آنكه ميرزا الغ بيك را به -