غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

84

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مناسب خرقهء خود تعبيهء بديع ترتيب كرده نقد هنر خويش برطبق عرض نهادند و در آن سال مهندسان جهان در دار الملك خراسان حاضر بودند و همه به قوت ذهن و دقت طبع امور عجيبه ظاهر مينمودند از آن جمله خواجه على عارزه‌گر اصفهانى در يك شيشه سى و دو جماعت محترفهء صنعت پيشه را كه در كارخانهء آفرينش موجودند بحيز ظهور آورد چنانچه سى و دو دكان و كارخانه گشوده هرپيشه‌ورى بمهمى كه مخصوص او بود مشغولى ميكرد و بعضى از آن صور كه در صنعت به حركت احتياج داشتند مثل خياط و نداف و نجار و حداد بهياتى جنبش ايشانرا مرقوم قلم تصوير گردانيده بود كه در آئينهء خيال صورتى از آن زيباتر نمينمود سلطانسعيد چون آن تعبيهء غريبه را مشاهده فرمود بغايت متعجب گشته دربارهء آن نادرهء دوران اصناف تحسين و احسان بجاى آورد و مجلس عيش و عشرت آراسته شده شراب فرح‌بخش ارغوانى رياض نشاط و كامرانى را آب داد و نواهاى روح‌افزاى مطربان نغمه‌ساز پردهء اندوه از روى دل خاص و عام برگشاد ساقيان سيمين ساق مجالس انس را از تاب عارض چون آفتاب رشك گلزار ارم گردانيدند و بساغرهاى مالامال پيران چنك پشت را سرمست ساخته لباس ايام جوانى پوشانيدند و خوانسالاران عتبه عليهء همايون اطعمهء گوناگون از هرچه در حوصلهء خيال گنجد افزون هرروز چندين نوبت ترتيب مينمودند و از اوائل شوال تا روز جمعه پنجم ذى الحجه ايام جشن و سور امتداد يافته پادشاه و گدا پيرو برنا در عيش و نشاط بودند و در آن روز طوى بزرگ بوقوع انجاميده شاه‌زادگان عظام بآئين دين اسلام مختون گشتند آنگاه پادشاه جمجاه پرتو اهتمام بر سرانجام عظام امور سلطنت انداخته خدام عالىمقام بساط لهو و طرب در نوشتند و در سنهء احدى و سبعين و ثمانمائه سلطان سعيد در غايت دولت و اقبال در دار السلطنة هراة اوقات همايون فال بگذرانيد و نوبت ديگر پرتو التفات بر تدارك احوال خواجه قطب الدين طاوس انداخته امرا اشراف ديوان اعلى را بوى مفوض گردانيد و در سنهء اثنى و سبعين و ثمانمائه خسرو سعادت قرين بقشلاق مرو شتافته بساط نشاط و كامرانى و شادروان عظمت و جهانبانى مبسوط و مرتفع ساخت و هنوز در بورت قشلاق بود كه خبر فوت ميرزا جهانشاه بتواتر پيوسته علم عزيمت بصوب آذربايجان برافراخت ع دردا كه دگر باز نخواهد آمد . گفتار در بيان شمهء از احوال ميرزا جهان شاه و ميرزا پير بداق و ذكر كشته شدن پدر و پسر بتقدير مالك الملك على الاطلاق از مطلع آثار سلاطين آذربايجان و عراق نيز اين اخبار عرصه آفاق را منور دارد كه چون آفتاب اقبال ميرزا محمد بن بايسنقر از اوج كمال بحضيض و بال انتقال