غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
83
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
عقبى آورد و چون مدت اين يورش زياده بر يكسال بود در آن اوان كه سلطان سعيد بسعادت معاودت فرمود بنفس همايون متوجه تحقيق معاملات ديوانيان گشت و صاحب عظام خواجه قطب الدين طاوس و خواجه اسمعيل و خواجه نعمت اللّه و مولانا امير دفاترى كه مكمل كرده بودند عرض فرمودند سلطان سعيد مهمات وزراء عظام را نهپسنديد و رقم عزل بر ورق حال خواجه طاوس كشيد و خواجه اسمعيل مقيد گشته چون نوبت بپرسش مهم خواجه نعمت إله رسيد نسبت بخواجه شمس الدين محمد سخنى تقريرآميز معروض گردانيد و آن جناب عرضه داشت كرد كه من از رعايا و اشراف و اعيان خراسان برسم خدمتانه چيزى گرفته اما از اموال خاصهء سلطانى تصرفى ندارم سلطان سعيد فرمود كه هرچه از هركس ستانده به تو بخشيدم و تو را از منصب وزات معزول گردانيدم زيرا كه گاهى وزرا بغضب من گرفتار ميگردند و بسبب نيكوخدمتىها كه از تو صدور يافته نميخواهم كه ضررى به تو رسانم خواجه چون اين سخن شنيد زانو زده و انگشترين از انگشت بيرون كرده پيش برد و بر گوشه تخت نهاده بازگشت و بجاى خود بايستاد و ظاهرا هرگز هيچ وزيرى به اين سهولت معزول نشده است و در سنهء تسع و ستين و ثمانمائه راى همايون سلطان سعيد چنان اقتضا فرمود كه در بلده فاخره مرو قشلاق نمايد و تواچيان بموجب فرمان جار بامر او لشكريان رسانيده رايات نصرتنشان در اواخر ماه ربيع الاخرى بجانب مقصد نهضت كرد و شاهزادهء امجد ميرزا سلطان محمد در دار السلطنهء هراة حاكم گشته روى بتمشيت مهمات سلطنت آورد و سلطان سعيد ده روز در قصبهء پنجده توقف نموده در اوائل جمادى الاولى در ضمان عناية ايزد تعالى بيورت قشلاق رسيد و آن زمستان در غايت اقبال و كامرانى گذرانيده در موسم بهار و زمان استواء اليل و النهار مانند خورشيد فايض الانوار بجانب بيت الشرف خويش نهضت فرمود و در روز جمعه دوم شعبان كه آفتاب در هفدهم درجهء حمل بود بباغ سفيد رسيده بتجديد ابواب عدل و رعيتپرورى برگشود و در سنهء سبعين و ثمانمائه روزى چند مزاج همايون از سرحد اعتدال بمقام اعتلال شتافت و چون بعنايت حكيم على الاطلاق عظم شانه صحت يافت مال سر درخترا در تمامى مملكت خراسان برعايا و مزارعان بخشيد و بدينواسطه دوحهء آمال و آمانى طوايف انسانى ( كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي - السَّماءِ ) نضارت يافته سر باوج ثريا كشيد و همدرين سال از فيض سحاب عنايت وهاب متعال در چمن دولت و اقبال گلى نوشكفت و عقد مراد پادشاه ستودهخصال از درى گرانبها صفت زيب و زينت پذيرفت و در اوائل شوال در حرمسراى سلطان سعيد پسرى خورشيد منظر تولد نموده بميرزا بايسنقر موسوم گشت و نشاط و انبساط آن حضرت از ديدار آن قرة العين سلطنت درجهء كمال يافته حكم همايون ببستن چهار طاق شرف نفاذ يافت تا به آن تقريب دربارهء ساير شاهزادگان سنت ختان بتقديم رسانند و رعايا و مزارعان برحسب فرمان واجب الاذعان در باغ زاغان آغاز برافراختن چهار طاق كرده آنروضهء بهشتآئين را به قبهاى رفيع و ايوانهاى منيع كه مزين بود بديباء روم و زربفت چين آرايش دادند و هرطايفه