غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

74

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

روى نموده محبت و يگانگى بعداوت و بيگانگى مبدل گرديد و از جانبين صف لشگر آراسته متوجه يكديگر شدند و در خلال آن احوال امراء ترخانى از ميرزا ابراهيم گريخته بميرزا علاء الدوله پيوستند و ميرزا ابراهيم بقدم اضطرار نزد پدر بزرگوار رفته گرفتار گشت مقارن آن‌حال امير عبد اللّه خواجه ترخان كه به حكم ميرزا سلطان ابراهيم جهت رسالت پيش ميرزا سلطان ابو سعيد رفته بود بازآمد و از حبس شاهزاده متغير گشته طايفهء از ترخانيان را با خود متفق ساخت و شبى نفير كشيده و ميرزا ابراهيم را از قيد نجات داده علم توجه بصوب ساخر و تولك برافراشت و چون كيفيت اينوقايع بعرض ميرزا جهانشاه رسيد مسرعى بغور فرستاده ميرزا علاء الدوله را بحضور طلبيد و ميرزا علاء الدوله آنمعنى را از مقدمات اسباب دولت و اقبال پنداشته بسرعت برق و باد باردوى پادشاه تركمان رفت و ميرزا جهانشاه در روز عيد اضحى مجلسى در غايت ابهت و عظمت ترتيب داده امراء عظام ميرزا علاء الدوله را باحترام تمام پيش بردند و شهريار تركمان آن جناب را تعظيم نموده در موضع مناسب بنشاند و به زبان تلطف و تفقد استمالت داده دقيقه از دقايق الطاف و اعطاف نامرعى نگذاشت و در هيجدهم همانماه ميرزا پير بداق كه ولد ارشد ميرزا جهان شاه بود و در مملكت فارس حكومت مىنمود بملازمت پدر رسيد آمدنش آنكه ميرزا جهانشاه بواسطه دغدغه كه از جانب ميرزا سلطان ابو سعيد داشت ايلچى بشيراز فرستاد فرزند ارجمند را طلبيد . گفتار در بيان توجه سلطان سعيد بعزم رزم ميرزا جهان شاه و ذكر بسط بساط مصالحه و اتفاق ميان آن دو پادشاه عالىجاه چون ميرزا سلطان ابو سعيد در حدود قبة الاسلام بلخ از نزول ميرزا مظفر الدين جهانشاه در دار السلطنه هراة وقوف يافت با لشگرى كه محاسب وهم و خيال از استيفاء اعداد ابطال رجال آن عاجز آيد و كميت تيزرفتار قلم از طى ساحت بيان كميت آن بعجز و قصور اعتراف نمايد متوجه ميدان قتال گشت و روزى چند در كنار آب مرغاب قبه بارگاه جهان پناهش از اوج مهر و ماه درگذشت خبر غايت حشمت آن پادشاه عالىگهر و كثرت عدد آن سپاه جوشن‌ور ميرزا جهان شاه را در دغدغهء انداخت و آغاز تامل نموده ساعتى فكر جنك مىكرد و لحظهء خيال صلح پيشنهاد همت ميساخت در آن اثنا در روز عيد اضحى مولانا نجم الدين عمر و مولانا يوسف عطار از نزد سلطان سعيد برسالت رسيدند و از زبان آن خسرو صاحب تائيد سخنان صلح‌آميز بعرض رسانيدند ميرزا جهانشاه بيوسون سلاطين ذوى الاقتدار با ايلچيان ملاقات نمود و جناب وزارت‌مآب سيد عاشورا جهة تمهيد بساط مصالحه مصحوب ايشان ارسال فرمود و سيد عاشور بعد از وصول