غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
75
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بمعسكر منصور شرف بقتيل قوايم سرير سلطنت مصير حاصل كرده در باب صلح و صفا سخنان دلپذير بعرض رسانيد و سلطان سعيد كلمات محبتانگيز و الفاظ مودتآميز بر زبان رانده ميل ضمير آفتاب تاثير بموافقت و اتحاد ظاهر گردانيد و سيد عاشور مقضى - المرام مراجعت فرموده ميرزا جهانشاه دل بر صلح نهاده از النك كهدستان كوچ كرده در دامن كوه مختار لواء ظفر انتما ارتفاع داد در تضاعيف اينحالات احمد ترخان باتفاق بعضى از قرابتان از ميرزا ابراهيم روىگردانشده . بملازمت ميرزا جهانشاه شتافتند و بصنوف عواطف و نوازش پادشاهانه از امثال و اقران امتياز يافتند و ميرزا جهانشاه داعيه داشت كه آن زمستان در خراسان قشلاق نمايد و در تختگاه پادشاه جمجاه ميرزا شاهرخ بعيش و عشرت اقدام فرمايد كه ناگاه خبر رسيد كه سلطان سعيد از راه لنگر مير غياث بولايت هراترود درآمد و ميرزا جهانشاه در بحر حيرت افتاده آتش غيرت از درون او زبانه زدن گرفت و مستعد جنگ و جدال گشته ميرزا پير بداق را كه ارشد اولادش بود برسم منغلاى از پيش روان فرمود خود نيز از عقب شتافته در قريهء يحيىآباد نزول نمود و ميرزا پير بداق باقر اولان لشگر سلطان سعيد حرب كرده طايفهء از سركشان سپاه تركمان اسير سرپنجه تقدير شدند و شاهزاده پاى در وادى گريز نهاده پريشانحال بپايهء سرير پدر رسيد و كيفيت حال بعرض رسانيد مقارن آن حال ايلچى از جانب آذربايجان آمده خبر آورد كه اميرزاده حسين على ولد ميرزا جهان شاه كه مدتى محبوس بود از حبس نجات يافته و دست تصرف بخزاين دراز كرده لشگر جمع مىنمايد بنابرآن ميرزا جهانشاه بهمگى همت متوجه محالحه گشته نوبت ديگر سيد عاشور را جهة فيصل آن مهم نزد سلطان سعيد فرستاد و ميرزا سلطان ابو سعيد فرمود كه ميان ما و ميرزا جهانشاه قواعد صلح وقتى تاكيد مىيابد كه به مملكت آذربايجان كه ميرزا شاهرخ بوى عنايت كرده بود قناعت نمايد و فارس و عراق را به تصرف نواب و ديوان اعلى باز گذارد بعد از گفت و شنيد بسيار و آمد شد رسولان چندبار مصالحه برين وجه واقع شد كه ميرزا جهان شاه دست از تمامى ممالك خراسان و جرجان و مازندران بازدارد و بىاز آنكه خرابى كند روى توجه بصوب تبريز آورد و برين جمله عهد و پيمان درميان آمده ميرزا جهانشاه از قريه يحيىآباد عنان مراجعت بآذربايجان انعطاف داد و در اوايل ماه صفر سنه 863 از جانب جنوب بلدهء فاخره هراة و پايان قريهء مرغاب و زيارتگاه روان شد و روز جمعه هشتم ماه مذكور امير سيد اصيل ارغوان و پهلوانان حسين ديوانه از اردوى سلطان سعيد بدار السلطنه هرات رسيده شهر و قلعه را متصرف گرديدند و رعايا و عجزه را در پناه امنوامان جاى داده اعلام عدل و انصاف مرتفع گردانيدند . گفتار در بيان وصول ميرزا سلطان ابو سعيد بدار السلطنه هرات كرت ثانى و ذكر انقراض ايام دولت و زندگانى بعضى از سالكان مسالك جهانبانى چون آفتاب عنايت ربانى از مطلع سعادت جاودانى طلوع كرده ديده دولت ميرزا