غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

691

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بوتيمار عرب او را مالك البحرين گويند جهة آنكه پيوسته بر كنار دريا باشد و هرگاه قطرهء از آب دريا كم شود محزون گردد و آب نخورد تا از تشنگى بميرد . سك بوفادارى و حمايت صاحب خود و محافظت اموالش مشهور است چنانچه در در يكى از كتب به نظر درآمده كه روزى در قزوين شخصيكه سگى داشت وفات يافت و آنسك همراه تابوتش تا بسر قبر رفت آنگاه بازگشته در موضعى كه آن شخص فوت شده بود خود را چندان بر زمين زد كه هلاك شد . گربه چند نوع مىباشد از اهلى و صحرائى و از آن جمله گربه زياد است و آن جانور دم دراز دارد و موى وى مايل بسواد بود و گربهء زباد در هند و ديار مغرب بسيار باشد و چون خواهند كه زباد از آن گربه بحصول پيوندد او را بر چوبى بندند و نه روز هرروز چند نوبت شير دهند و در آن ايام گربه برگرد آن چوب گردد و خود را بر آن مالد و زباد مانند عرق از اعضايش ترشح كرده بر چوب نشيند و از غرايب احوال گربه اهلى آنكه گاهى سياهى چشمش گرد و بزرگست و گاهى در غايت خردى و باريكى و اين اختلاف در يكروز بسيار ديده شده و سبب معلوم نيست . موش جانورى كثير الضرر است گويند كه اگر دمش را ببرند و در خانه دفن كنند ديگر موش به آن خانه درنيايد از امير نظام الدين عليشير استماع افتاده كه فرمود در وقتى كه ببناء رباط پنجده اشتغال داشتم در زمينى كه آن را صالح عمارت ميساختند خانهء موشى ظاهر شد و از اجناس حبوبات مثل گندم و جو و ارزن و برنج و ماش و عدس از هريك بك كف جدا جدا در صحن آن سوراخ ريخته بود به ترتيبى كه در دكان علافان ريزند و موشى سه چهار موش بچه را در پيش گرفته نشسته بود و مطلقا از مردم نمىگريخت و اگر يكى از فرزندان او را دور مىانداختند ميرفت و او را برداشته بجايش مىآورد و من چون اين حال مشاهده كردم فرمودم تا چند خشت در اطراف منزل او چيدند و بالايش را پوشيدند تا جهة آمدوشد مردمى كه بعمارت مشغول بودند متضرر نگردد و چون روز ديگر ازو خبر گرفتم معلوم شد كه در آن شب نقبى زده و بچگان خود را با تمامى حبوبات مذكوره از آنجا بجاى ديگر برده چنانچه يك دانه باقى نمانده . خارپشت شب راه رود و به خوردن افعى ميل كند و اگر افعى ويرا بگزد جو خورد تا نيك شود . سلحفات او را سنك‌پشت و كاسه‌پشت و كشف نيز گويند چون تخم كند به نظر كردن در وى بچه بيرون آورد زيرا كه شكمش در سختى بمثابه‌ايست كه اگر بتخم رسد آن را بشكند گويند كه چون كشف را بر پشت اندازند ميوهء آنموضع را سرما ضرر نرساند . مار چندين صنف است از آن جمله يكى مكلله است كه مجرد رؤيت او سبب هلاكت مىشود ديگر افعى است كه خالهاى سياه و سفيد دارد و گويند كه چون عمرش بهزار سال