غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
67
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شنبه بيست و پنجم شعبان چاشتگاه خبر بدار السلطنه هراة رسيد كه ميرزا شاه محمود بفتح و نصرت مخصوص گرديد و بعد از لحظه جمعى ديگر آمده گفتند كه ميرزا ابراهيم بديدن پيكر ظفر اختصاص يافت و ميرزا شاه محمود بوادى فرار شتافت و بوقت نصف النهار همين روز ايلچى ميرزا سلطان ابو سعيد تشريف آورد و نشانها بنام اكابر و اشراف ظاهر كرد و مضمون آنكه فردا صباح بفوز و نجاح موكب همايون در باغ شهر نزول اجلال خواهد نمود و بدست پادشاهانه ابواب عدل و احسان بر روى روزگار طبقات انسان خواهد گشود . گفتار در بيان وصول ميرزا سلطان ابو سعيد بدار السلطنه هرات و ذكر بعضى ديگر از وقايع و حوادثات سلطان ابو سعيد از بدايت جلوس بر تخت سمرقند بواسطه همت بلند همواره نقش تسخير مملكت خراسان بل ساير ممالك ايران بر لوح خاطر عاطر مينگاشت و بعد از شنيدن خبر فوت ميرزا ابو القاسم بابر آنداعيه سمت ازدياد پذيرفت در آن اثنا حاكم بلخ امير شيخ حاجى قاصدى بدرگاه آن پادشاه جمجاه فرستاد و عرضه داشت كرد كه عرصه خراسان از وجود سلطان نافذ فرمان خاليست اگر رايات ظفر آيات بدانجانب نهضت فرمايد صورت نصرت در آئينه مرادچهره خواهد گشود و بنده كمر خدمت در ميان بسته در ملازمت موكب همايون خواهد بود لا جرم سلطان سعيد با سپاهى همعنان فتح و تائيد از آب آمويه عبور كرد و بسرعت برق و باد روى توجه بدار السلطنه هراة آورد و در روز دوشنبه بيست و پنجم شعبان به پشت قريه ساقسلمان رسيد و قبه خيمه و بارگاه باوج مهر و ماه برافراخته طالب ملاقات اكابر هراة گرديد آنجماعت بقدم استعجال پادشاه ستودهخصال را استقبال نمودند و شرايط نياز و نثار بتقديم رسانيده زبان بدعا و ثنا گشادند كوتوال قلعهء اختيار الدين مولانا احمد يساول و داروغه هراة قرابهادر نخست مىخواستند كه شهر را مضبوط گردانند و عاقبت بحسب اضطرار از سران كار در گذشته همت بر محافظت قلعه مقصور ساختند و روز ديگر كه جمشيد خورشيد از دايرهء افق بشهرستان آسمان درآمده قدم بر اورنك فيروز رنك نهاد سلطان سعيد از دروازهء قبچاق بدار السلطنه هراة خراميده باغ شهر را بيمن مقدم همايون زيب و زينت داد و بر تخت سلطنت و جهانبانى برآمده بشارة امن و امان به گوش طوايف انسان رسانيد و بتمهيد بساط عدل و رعيتپرورى اشارت كرده رسوم ظلم و ستمگرى مرتفع گردانيد و همان روز جمعى از معتبران را نزد مولانا احمد بساول فرستاده او را باطاعت و انقياد دعوت نمود و وعدهء عنايت و رعايت فرمود مولانا جواب