غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

663

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نهر جدا گردد كه مدار معيشت چندين شهر بر آن شعبات باشد مع ذلك نقصانى محسوس در آب او پديد نيايد و منصب اين جوى درياى آبسكون است و ميان آب اتل و آب آن نهر فرق توان كرد چه اصلا به آن آب درنياميزد . نهر آذربايجان آبى خوشگوار دارد و منبع آن جبال آن ولايتست و نهايتش بحير طبريه و در بعضى از مواضع جدولى ازين نهر جدا شود و در زمين نفوذ كند و چون تفحص كنند سنگى سفيد و لطيف غايت ملايمت درنظر آيد كه از آن آب انعقاد يافته باشد و آن سنك را مرمر خوانند . نهر جيحون كه آن را آمويه نيز گويند ابتدايش جبال صغاينانست و انتهايش بحيره خوارزم و در بعضى از سنوات بفصل شتا آب آنچنان منجمد گردد كه چندگاه كاروانها بر بالاى آن گذرند و هيچ انديشه ننمايند . دجله نهرى بعظمت است و مبداء آن از جبال ارزن الروم يا كوههاى نصيبين و حصن ذو القرنين باشد و از ده فرضه عباد آن گذرد و ببحر فارس منتهى شود و آب دجله نافع‌ترين و سبكترين آبهاست . نهر الذهب در زمين شام است و در صفت آن گفته‌اند ( هو نهر بباغ اوله بالميزان و آخره بالكيل ) يعنى از جداول آن زراعت بسيار كنند و محصولاتش نيكو آيد و نهر الذهب چون به آخر رسد آبش در زمين نفوذ كند و نمك گردد هيچ از آن آب ضايع نشود . نهر ارس از مغرب بمشرق جارى باشد و ابتداء آن از جبال ارمينيه است و آبش بغايت سريع الجريان بود و سلوك كشتى در آن متعسر است بلكه متعذر زيرا كه بر كنارش سنگلاخ بسيار است بعضى مكشوف و برخى مخفى و جوى ارس ميمنت تمام دارد و هرچند از حيوانات در وى افتد اكثر بسلامت بيرون آيد . نهر زنده‌رود در بلدهء فاخرهء اصفهانست بعذوبت و لطافت مآء اتصاف دارد و ساتين و رساتيق و بساتين اصفهان از آن رود منتفع باشند . نهر سيحه رودى بزرگست نزديك بمصر و بر آن قنطره عظيم ساخته‌اند و آن يك طاق است قوسش قرب دويست قدم و مجموع آنطاق از سنك رخام ارتفاع يافته و هرسنك از آن ده گز در پنج گز باشد . نهر اندلس آبيست كه كشتى بران نتواند رفت و بر كنار آن آب موضعى بلند است كه بتى نهاده‌اند از مس خالص و بر ناصيهء وى نوشته‌اند كه ( يا ايها الرجل لا تجاوز فى فانك لم ترجع ) . نهر حنجاى بدايت آن از جبال چين باشد و آن جوى در غايت شامتست و اكثر كشتىها را آفت رساند و مردم آبى در وى باشند و چون تجار از اموال غافل شوند چيزى