غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

660

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اما بحر الهند كه آن را بحر سند و بحر فارس و بحر عمان و بحر چين نيز گويند طول آن از زمين چين تا ارض حبشه دو هزار و ششصد و شش فرسخست و عرضش نهصد فرسخ و ازين جمله سيصد و سى فرسخ شمالى است از خط استوا و باقى در جنوب خط استواست كه داخل اقاليم سبعه نيست و پنج شعبه ازين دريا بميان عالم درآيد و آن را خليج بربر و خليج احمر و خليج فارس و خليج هند و خليج اخضر خوانند و درين دريا بيست هزار جزيره است ببعضى از آن جزاير تجار ميرسند و اخذ منافع ميكنند و ببعضى ديگر از جهة انسداد طرق نميتوانند رسيد . اما بحر الشام كه آن را بحر الروم و بحر افريقيه و بحر الكبير نيز خوانند طولش از مغرب تا بمشرق هزار و ششصد فرسخ و عرضش تا آنجا كه بمحيط مىپيوندد سه فرسخست و دو شعبه ازين دريا بميان اقاليم سبعه درآيد يكى را خليج آذر بيش و ديگرى را خليج يونان گويند و درين بحر دويست و شصت و دو جزيرهء معمور است كه تجار بحار در آنجا رسيده‌اند و بعضى جزاير ديگر نيز دارد كه كسى بدانجا نمىتواند رفت . اما بحر المغرب كه آن را درياى اندلس و بحر طنجه و بحر الاسود و بحر الاكبر نيز خوانند ابتدايش از اقصاى جنوب در برابر ارض السودان است و بر حدود سوس و بلاد اندلس و قبرس گذرد و بجانب مشرق جارى بوده بر اراضى غير مسلوك عبور كند تا ببحر اعظم منتهى شود و در نهايت الادراك مذكور است كه بحر اوقيانوس اين درياست و سفاين و مراكب تجار بسبب شدت تلاطم امواج و كثرت ظلمت درين بحر جريان نيابد مگر آنكه قريب بسواحل اين بحر رسند و اندك منفعتى گيرند و صاحب عجايب البحار گويد كه درين بحر موضعى است كه آن را مجمع البحرين گويند و آن محلى باشد كه بحر هند به اين دريا پيوندد و در آنجا منارهء ساخته‌اند از حجر خالص كه ارتفاعش صد گز است و در حوالى آن جزيره‌ايست بغايت معمور و آب اين دريا به شكل غريب طلوع بهم متصل مىشود چنانچه از هنگام طلوع آفتاب تا وقت زوال بحر مغرب بالا گيرد و در بحر هند ريزد و از زوال تا غروب حال برعكس باشد و دو شعبه از بحر مغرب بمعمورهء ارض درآيد يكى را خليج اندلس و ديگرى را خليج طنجه خوانند و بنابر عدم جريان سفاين حال جزاير آن دريا معلوم نيست و جزاير خالدات درين بحر معمور است . اما بحر ينطش كه آن را بحر ترابوزان و بحر الروس گويند از عقب قسطنطنيه جارى بوده به زمين روس و سقلاب ممتد شود و بناى قسطنطنيه برين بحر واقع است و طول اين دريا بقول صاحب نهايت الادراك چهارصد و سى و سه فرسخ باشد و درين بحر جزاير بسيار است كه در اكثر آنمواضع حيوانات غريبة الاشكال مهيبته الصور باشند و از آن جزاير تجار منافع بسيار يابند و ازين بحر دو شعبه باقليم سبعه درآيد يكى قريب بجزيرهء سودان