غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
657
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و در مسالك الممالك مسطور است كه ملوك روم را خانهء بودى مقفل و هيچيك از قياصره آن را نگشودى بلكه قفلى ديگر اضافه نمودى تا بيست و چهار قفل بر در آنخانه جمع آمد و چون نوبت حكومت به آخرين ملوك روم رسيد او را دغدغه شد كه آن قفلها را بگشايد و حقيقت حال آنخانه را معلوم نمايد و هرچند اساقفه و علماء نصارى او را ازين حركت مانع آمدند به جائى نرسيد و چون در آنخانه را باز كرد تمثالى چند ديد بر هيأت اعراب بعضى شترسوار و زمرهء بر اسب نشسته و بحسب اتفاق همدران اوان مسلمانان لشگر بروم كشيدند و آن بلاد را مفتوح گردانيدند . كماخ حصاريست در بلاد حدود روم بر روى سنگپارهء بلند تعمير پذيرفته و غايت استحكام و استوارى آن در اطراف آفاق صفت اشتهار گرفته از غرايب آنكه در آنسر زمين هرسال در فصل بديع آثار بهار سه روز متعاقب طيور صغار بجثه گنجشكى از هوا بر زمين فروريزند و مردم آنها را بگيرند و نمك سود كرده در اوانى و ظروف ذخيره سازند و از آن طيور هرچه دران سه روز گرفتار نشود جناحش بزرگ شده پرواز نمايد . قيصريه شهرى بزرك است در بلاد روم بر دامن كوهى افتاده سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى سور قلعهء آن را از سنك تراشيده ترتيب داده در عجايب البلدان مسطور است كه بليناس حكيم در قيصريه حمامى ساخته بود كه به مجرد افروختن چراغى گرم ميشد . يونان ولايتى است متصل بروم و مولد و منشاء اكثر حكماء آنسر زمين بوده است در عجايب البلدان مذكور است كه هركس در يونان چيزى حفظ كند هرگز از خاطرش فراموش نشود و هركس چيزى فراموش كرده باشد چون بدانجا رسد بيادش آيد . ارمينيه ناحيتى است در ميان آذربايجان و روم بر بسيارى از غرايب و عجايب اشتمال دارد و در عجايب البلداق در تحفة الغرايب منقولست كه در ارمينيه آتشكدهايست سطح آن از ساروج و ميزابش از مس و در زير ناودان حوضى است بزرك از سنك رخام و در آن آتشكده خادمان باشند و هرگاه خشك سال شود آن جماعت در آن خانه آتش افروزند و سطحش را به آب نجس معنسول سازند چنانچه آب از ميزاب در آن حوض ريزد پس آن آب را از حوض برگرفته بر اطراف آتشكده پاشند و هنوز درين شغل باشند كه ابر در هوا پديد آيد و چندان باران بارد كه سطح آتشكده و حوض از آب نجس شسته شود و از آب پاك مالامال گردد اندلس مملكتى است عظيم در جانب مغرب مشتمل بر عجايب و غرايب در عجايب المخلوقات مذكور است كه در آنولايت بر سر بيابانى كه آن را بادية النمل خوانند بطلسم اسبى و مردى ساختهاند و روى آن را بآبادانى كرده هركه خواهد كه از آن مرد بگذرد بدست اشارت كند كه مگذر اگر روندگان بدان ملتفت نشوند و بگذرند در آن صحرا مورچگان