غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

631

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بغايت كلانتر است و در زمان عزت يوسف عليه السلام در مصر غلات را در آن گنبدها منبر كرده بودند و از آن جمله سه گنبد بزرگست و از آن سه گنبد يكى كوچك‌تر و آن دو گنبد بزرك‌تر را هرمان گويند و هريك از هرمان چهار صد گز در چهار صد گز است و ارتفاع آن نيز همين مقدار است و آن گنبد كوچك‌تر سيصد گز است در عجايب البلدان مسطور است كه نوبتى يكى از مشايخ پادشاهى از پادشاهان مصر را بتخريب هرمان ترغيب نمود و سلطان بسيارى از بيلداران را با متيين و كلند بدانجا فرستاد و ايشان مدتى بويرانى آن گنبد كوچك مشغولى كردند اندكى از آن ويرانشد چنانچه از دور به نظر بيننده درنيايد و از نزديك چنان نمايد كه گوئيا روى آن ديوار را خراشيده‌اند . صعيد ناحيتى است در جنوبى قسطاط و در صحراى صعيد مغارهاست كه مردگان در آنجا افتاده‌اند از آدميان و طيور و وحوش و اموات انسانى را از كتانهاى سطبر كفن كرده‌اند و ادويه بر آن ماليده كه پاره و پوسيده نشود گويند كه نوبتى كفن جاريهء را از آن مردگان باز كردند اصلا تغيير به بدنش راه نيافته بود و اثر حنا در دست و پاى آن ميته باقى بود در عجائب البلدان مسطور است كه بعضى گفته‌اند كه موميائى مصرى از آن مردگان حاصل شود و آن بهترين موميائيها باشد . عين الشمس شهريست در حدود مصر كه بقولى تختگاه فرعون بوده است و درختى كه روغن بلسان از آن حاصل شود در آنجا باشد در عجايب البلدان مسطور است كه در عين الشمس تمثالى چند است كه ديوان در زمان سليمان عليه السلام ساخته‌اند از آن جمله منارهءايست از سنك رخام سرخ كه نقطه‌هاى سياه دارد و ارتفاع آن از صد گز متجاوز است و بر سر آن صورت انسانيست از مس و بر يمين و يسار آن دو صورت ديگر مشابهء دو خادم ساخته‌اند و از آن صورت پيوسته آب ترشح كند و آن آب بهرجا كه رسد سبزه رويد . حلب از مشاهير بلاد شام است و وجه تسميه‌اش بزعم بعضى از فضلا آنكه ابراهيم خليل اللّه عليه السلام در ايام جمعه گوسفندان خود را آنجا ميدوشيده و شير آن را بر فقرا قسمت ميكرده گويند كه در نواحى آن بلده چاهيست كه چون سك ديوانه كسى را بگزد و اگر پيش از گذشتن چهل روز از آب آن چاه بياشامد شفا يابد . حمص در آن بلده هيچ آفريده از مار و كژدم ضرر نيابد و اگر جامهء را در آب حمص بشويند و بپوشند ما دام كه آن را بيرون نكند در هرجا كه باشند كژدم متعرض نگردد در بعضى از نسخ به نظر رسيده و العهدة على الراوى كه بر در يكى از مساجد حمص تمثاليست نصف اعلى آن مثابه مردم و نصف اسفل به صورت كژدم چون پارهء گل پاك بر آن صورت نهند و آن را در آب اندازند هركژدم گزيدهء كه از آن آب خورد شفا يابد . دمشق دار الملك بلاد شام است و نخست ارم بن سام بن نوح عليه السلام در آن حدود باغى ساخت و باغ ارم كه در ميان طوائف امم اشتهار دارد عبارت از آنست و بعد از ارم