غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

606

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

عظام انتظام داشت و در درس مولانا محى الدين و مولانا قوام الدين كلبارى تحصيل نموده نقوش مسائل محسوس و مفهوم بر صحيفهء ضمير نگاشت همواره بموعظه و نصيحت خلايق ميپرداخت و به نوشتن فتاوى قيام نموده كمال امانت و ديانت ظاهر ميساخت تفسير آيات احكام قرائى و شرح محرر شرح ارشاد و حاشيه تيسر از كتب شافيه از جمله مصنفات مولانا شرف الدين على است و آن جناب در سنهء سبع و تسعمائه در هرموز فوت شد و دو پسر نيك‌اختر يادگار گذاشت مولانا مرشد الدين عبد الله و مولانا صدر الدين محمد و مولانا مرشد الدين عبد اللّه در اواخر اوقات دولت خاقان منصور سلطان حسين ميرزا از شيراز ببلدهء هراة آمده در مدرسهء اخلاصيهء رحل اقامت انداخت و منظور نظر مكرمت امير نظام الدين عليشير شده همگى ايام شباب را به تحصيل مصروف ساخت و باندك زمانى در سلك علما انتظام يافته در حظيرهء والده خاقان مرحوم مشار اليه بمنصب تدريس سرافراز گشت و تا غايت در آن بقعه بلوازم افاده ميپردازد اما مولانا صدر الدين محمد در آن سال كه امير نجم الدين مسعود ثانى متوجه ماوراء النهر بود جهة سرانجام بعضى از مهام همراه رفت و در معركهء عجذوان از جهان گذران انتقال نمود مولانا اهلى شيرازى از اكثر سالكان مسالك سخن‌سازى بوفور مهارت در فن شعر امتياز داشت قصيده مصنوع خواجه سلمان ساوجى را تتبع نمود و آن ابيات را بمدح امير نظام الدين عليشير موشح ساخته از شيراز بهراة ارسال فرمود مال حال و سال انتقالش معلوم نگشت لا جرم كيفيت آن بر زبان خامهء بديع بيان نگذشت امير حبيب اللّه از احفاد والانژاد اشرف علماء ربانى امير شريف الدين على جرجانى است و سيد شريف الدين على صدر كه در جنك سلطان سليم شربت شهادت چشيد برادرزادهء آن جناب بود و حالا امير حبيب اللّه بعلوشان و سمو مكان و قدم دودمان و شرف خاندان از ساير سادات مملكت فارس امتياز تمام دارد و ظاهرا درين و لا بمنصب قضاء شيراز منصوب بوده همت بر فيصل قضاياء فرق برايا ميگمارد سيد نعيم الدين نعمت اللّه ثانى سرور اولاد امجاد پيغمبر آخر زمانى و مرجع اشراف طبقات انسانى بود و باطن خجسته ميامنش مهبط انوار ولايت و ارشاد و خاطر فرخنده مآثرش مظهر آثار هدايت و اجتهاد ذات فايض البركاتش باصناف فضايل و كمالات موصوف و روزگار فرخنده آثارش باحياء سنن سنيهء آباء بزرگوار مصروف درگاه كرامت پناهش آرامگاه سلاطين آفاق و آستان ملايك آشيانش ملاذ خواقين باستحقاق نظم قطب عالم غوث اعظم آنكه هر روز آفتاب * بوسد از تعظيم خاك روضهء جان‌پرورش خازن جنت بزلف حور رويد هر صباح * گرد از رخسار شاهان چون نشيند بر درش و آنحضرت در سلك اعاظم اولاد عظام سيد نعمة اللّه ولى كه شمهء از مفاخر و مناقب او در ذيل وقايع خاقان سعيد شاهرخ ميرزا مسطور گشت انتظام داشت و در شهور سنهء تسعمائه در دار الامان كرمان محفوف بانوار مغفرت رحيم رحمان درگذشت امير تاج الدين كرمانى سيدى عظيم الشان و بزرگى متعالى مكانست همواره خوان كرم و احسان گسترده آينده و رونده را از موايد لطف