غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
605
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
در ايام دولت امير حسن بيك و يعقوب ميرزا از اقطار امصار عراقين و روم و اران و آذربايجان و هرموز و كرمان و طبرستان و جرجان و خراسان اعاظم افاضل باميد كسب علم و دانش متوجه ملازمتش بودند و بعد از ادراك آنسعادت عظمى از شعشعهء ضمير فيض آثارش اقتباس انوار كمالات مينمودند و آن جناب در ايام شباب چندگاه بصدارت اميرزاده يوسف بن ميرزا جهانشاه مشغولى كرده بود و بعد از استعفاء از آن مهم در مدرسه بيگم كه آن را دار الايتام گويند بلوازم درس و افاده قيام نمود و در زمان دولت سلاطين آق قوينلو منصب قضاى ممالك فارس من حيث الاستقلال تعلق به آن مرجع اهل فضل و كمال داشت و هرگاه كه از درس فارغ ميشد همت عالىنهمت بر فيصل قضاياى شرعيه ميگماشت و جناب مولوى در اواسط ايام زندگانى بر شرح تجريد مولانا علاء الدين قوشچى حاشيهء در كمال دقت تاليف نمود و آن رساله به نظر شارح رسيده از روى انصاف زبان بتعريف و توصيفش گشود اما امير صدر الدين محمد همدران اوان بر كتاب مذكور حاشيهء نوشته بر حاشيه جناب مولوى اعتراضات كرد و آن جناب جهة رد آنسخنان حاشيه ديگر بهتر از پيشتر در قلم آورد و برين قياس پيوسته ميان آن دو عالم متبحر مباحثات بوقوع مىانجاميد و هركس كه والى شيراز ميبود جهة تحقيق وقايع طبع ايشان مجالس ساخته مستفيد و بهرور ميگرديد و از جملهء تصانيف جناب مولوى ديگرى رساله زورأ است كه در علم حكمت نگاشتهء خامه بلاغت انتما گردانيده راقم حروف از شيخ مجد الدين محمد كرمانى لازل مؤيدا بتائيد السبحانى استماع نموده كه مولانا جلال الدين در وقتى كه بنجف اشرف بود در روضه قدس منزلت حضرت شاه ولايت عليه السلام و التحية روزى برپاى ايستاده آن رساله را تصنيف نمود و به آن مناسبت مصنف آن را بزورأ موسوم گردانيد و چون زوراء متنى است بقايت مختصر و متين جناب مولوى بعد از چندگاه جهة حل عبارات آن شرحى منقح در سلك انشا كشيد ديگر از مؤلفات آنعالم پسنديدهصفات شرح هياكل است كه در علم حكمت اشراق شيخ شهاب الدين مقتول تحرير فرموده و همچنين رسالهء اثبات واجب و اخلاق جلالى كه در برابر اخلاق ناصرى نوشته شده داخل مصنفات مولوى است و از جملهء حواشى كه بر كتب متداوله مرقوم قلم افادت رقم نموده حاشيهء شمسيه و حاشيهء مطالع و حاشيهء انوار شافعيه بغايت مشهور است و نكات آن كتب بر الواح ضماير افاضل طلبه مسطور وفات مولانا جلال الدين محمد بعد از قتل رستم پادشاه باندك زمانى روى نمود مدت حياتش زياده بر هفتاد سال بود و آن جناب دو پسر داشت امير سعد الدين سعده كه حالا در سلك دانشمند شيراز معدود است و مولانا عبد الهادى كه در زمان حيات پدر وفات يافت مولانا امام الدين ابو يزيد دانشمندى متبحر بود و در عصر مولانا جلال الدين محمد دوانى در شيراز بنشر فضائل نفسانى قيام مينمود و در زمان يعقوب ميرزا بوصول اجل موعود درگذشت و هم در وطن مالوف مدفون گشت . مولانا شرف الدين على شيفتگى در سلك اشرف علماء گرام و اعيان فضلاء