غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
604
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
الحسينى الشيرازى الدشتكى پسرى ماند در كمال فضل و علو مقام امير غياث الدين منصور « 1 » نام و آن جناب حالا بوفور علم و دانش در اطراف و اكناف عالم بغايت مشهور است و مهارتش در فنون حكمى و رياضى ضرب المثل جمهور علماء نزديك و دور در مدرسهء پدر بزرگوار خويش پيوسته بافاده قيام مىنمايد و گوش و هوش طلبه امور را از نتايج درياى طبع نقاد خود مىآرايد . مولانا جلال الدين محمد الدوانى از غايت تبحر در علوم معقول و منقول و از كمال مهارت در مباحث فروع و اصول بر جميع فضلاء عالم و تمامى علماء بنى آدم فايق بود و در ميدان تحقيق مسائل و انحلال معضلات رسايل و توضيح خفيات متقدمين و تلويح جنيات متاخرين قصب السبق از امثال و اقران ميربود فنون مكنون كه از ابو على علامهء طوسى در سر خفا محجوب بود در نظر بصيرتش جلوهء ظهور داشت و اسرار مخزون كه از معلم اول و ثانى مكتوم مانده بود قلم عنايت سبحانى بر صحيفهء ضميرش نگاشت بيت سپهر علم را بود آفتابى * فنون فضل را جامع كتابى و مولانا جلال الدين محمد ولد ارشد مولانا سعد الدين اسعد است كه بعلو نسب و دانش مشهور بود و در قريهء دوان كه از اعمال كازرونست بقطع و فصل قضاياء شرعيه اقدام مىفرمود و جناب مولوى نخست نزد والد ماجد خود به تحصيل اشتغال داشت و بالاخره بشيراز شتافته در درس مولانا محى الدين كوشكنارى و خواجه حسنشاه بقال همت بر كسب كمال گماشت و اين دو بزرك از تلامذه محقق شريف بوفور علم و فضيلت ممتاز بودند و در زمان ميرزا محمد بايسنقر در شيراز بلوازم درس و افاده قيام مينمودند و ايضا مولانا جلال الدين در درس مولانا همام الدين كلبارى كه بر طوالع شرحى مفيد دارد مطالعهء بعضى از متداولات كرده و در وقت اكتساب علم حديث در خدمت شيخ صفى الدين ابحى كه سيدى دانشمند بود شرايط تلمذ بجاى آورده القصه بواسطهء قابليت اصلى بلكه محض عنايت لم يزلى هنوز جمال مولوى در سن شباب بود كه از شميم فضايل و كمالاتش مشام مستنشقان گلزار علوم معطر گشت و از رشحات قلم گوهربارش رياض دانش در خضرت و نضارت از ساحت بوستان ارم درگذشت لا جرم
--> ( 1 ) بر ضمير منير مطالعهكنندگان واضح باد كه غياث الحكما امير غياث الدين منصور در شرحى كه بر رساله اثبات واجب آن صدر عاليقدر نوشته ذكر نموده كه مولد شريفش صباح روز سهشنبه دوم شعبان سنهء ثمان و عشرين و ثمانمائه بوده و در صباح روز جمعه دوازدهم ماه مبارك رمضان سنه ثلث و تسعمائه بر دست ظلمه طايفه تركمان بايندريه كه من جملهء سكنهء دياربكر بودند شهيد گرديد و در صدر جنان منزل گزيد و انتقال امير غياث الدين منصور از اين داير شهر و شور بسراى سرور فى سنهء ثمان و اربعين و تسعمائه اتفاق افتاده و در جوار والد بزرگوار خود آسود . حرره محمد تقى التسترى