غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

581

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

به طرف مزار پير مجرد است پيش آيند و برين قياس اوزبكان از طرف دروازهء عراق بجنك پيش آمدند اما بىاز آنكه كارى سازند مراجعت نمودند و عبيد اللّه خان بعد از آنكه دوازده روز در تضييق تشويش مسلمانان كوشيد و بعضى از خرمنهاى جو را سوخته بسيارى از گندمهاى سبز را بچرانيد دولت ابد پيوند شاهى مدد كرده برطبق كلام معجز نظام ( وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ) خوفى تمام بر ضميرش استيلاء يافت و در روز جمعه دوم ماه رجب از يكفرسخى هراة كوچ كرده در نواحى پل سالار و پريان منزل گزيد و روز شنبه آنجا توقف نموده صباح روز يكشنبه چهارم ماه مذكور به راه دهانه شارندك علم عزيمت برافراخت و كوچ بر كوچ متوجه ماورا النهر گشت و هرويان از شدت محاصره و محافظت برج و باره فرج يافته بسر غله و مزوعات خود شتافتند و بفرح هرچه تمامتر آغاز درويدن غلات و كوفتن خرمنها كردند اما همدران ايام صورت محنتى روى نمود كه هيچكس را از اهل عقل و كياست بر خاطر نگذشته بود چنانچه اين سخن عنقريب مذكور خواهد گشت و تفصيل اين اجمال بر زبان خامه پرملال خواهد گذشت انشاء اللّه وحده العزيز گفتار در بيان مجملى از احوال امير غياث الدين محمد بن امير يوسف و شهيد شدن آنحضرت مقرون باصناف تحسر و تاسف چون خامه مشگين عمامه و بنان عنبرين شمامه بنابر اشارهء عليه آن قدوه آل خير البريه در تاليف اين نسخهء شريفه شروع نموده بود و در اثناء اشتغال بانتظام جواهر عقد اول ازين درج لال انواع انعام و اكرام از ان سيد عالىمقام مشاهده فرموده درين هنگام كه سياق كلام بذكر شهادت آن صاحب سعادت رسيد خاطر فاتر متوجه آن گرديد كه نخست صحايف اين اوراق را بتحرير شمه از احوال خجسته مآلش بيار آيد آنگاه كيفيت آنواقعه هايله را بر لوح بيان نقش نمايد و منه الاغانة و التوفيق نسب شريف آن سيد وافر مناقب بر حاشيهء كتاب عمدة الطالب به خط يد مباركش برينموجب به نظر اين ذره اخقر درآمده كه محمد بن يوسف بن شمس الدين بن پادشاه على بن خسرو بن حبيب بن فرامرز ابن نجيب الشكرابى و نسب عالى آنسيد حسيب نجيب منتهى مىشود بابى جعفر احمد بن ابى عبد اللّه جعفر بن محمد بن سليق بن عبد اللّه بن محمد بن حسن بن حسين الاصغر بن آدم آل عبا على ابن الحسين بن على ابن ابى طالب عليهم السلام و امير غياث الدين محمد در صغر سن نزد عم بزرگوار خود امير فخر الدين بن سيد شمس الدين كه بوفور علم و تصنيف سرآمد علماء اعلام بود و انوار زهد و عبادت و آثار تقوى و سعادت از ناصيهء همايونش ظاهر و هويدا مىنمود بعضى از متداولات را مطالعه كرد و در تحصيل علوم محسوس و منقول شرايط اجتهاد مرعى داشته لوازم اهتمام بجاى آورد و چون سيد فخر الدين بجوار مغفرت ارحم الراحمين پيوست امير غياث الدين محمد بدرس مولانا كمال الدين مسعود