غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

57

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ملازمان آستان سلطنت‌آشيان هرچند او را در كوه و دشت طلبيدند نيافتند و چون اكثر فصل شتا مانند ايام بهجت و نشاط ع بگذشت چنان كه بگذرد باد بدشت ميرزا ابو القاسم بابر در سيم ربيع الآخر سنه احدى و ستين و ثمانمائه كه هنوز آفتاب عالمتاب در حوت بود عازم النك رادكان گشت و چند روز در آنموضع دلفروز بجانور پرانيدن پرداخته ناگاه ناخن آق شقار كه شهريار عاليمقدار را به حال او اهتمام بسيار بود بشكست و اين معنى بر ضمير فيض‌پذير گران آمده بمشهد مراجعت فرمود و در روز وصول مضمون اين بيت را كه بيت توبه ز مى كردم و آمد بهار * ساقى توبه شكنم آرزوست بر زبان خجسته بيان آورده خدام بارگاه سلطنت را ببسط بساط عيش و انبساط مامور گردانيد و جامهاى باده ارغوانى و و اقداح راه ريحانى از دست گلعذاران سرو رفتار دركشيد و در صباح سه‌شنبه 25 ربيع الثانى در عين نشاط و كامرانى از چهارباغ مشهد در محفه نشسته ساعتى سير فرمود و پس از مراجعت بر سرير دولت قرار گرفته ناگاه مزاج موفور الابتهاج سمت تغيير پذيرفت و بر بعضى از امراء غضب كرده برخواست و بحرمسرا درآمده در چاشتگاه همانروز روز حياتش برآمد و آفتاب سپهر اقبال از برج جاه و جلال به مغرب فنا غروب نمود و نيز آسمان سلطنت و استقلال از اوج عزت و اقبال بسرحد زوال نقل فرمود از مشاهده آنحال امير و وزير صغير و كبير در ناله و نفير آمدند سيلاب خون از فوارهء ديدها چون رود جيحون روان گرديد و در آن روز سحاب بموافقت اصحاب تعزيت طوفان باران عيان گردانيد بيت برآمد ابرى از باران اندوه * فروباريد سيل از كوه تا كوه روز ديگر امراء عالىگهر بتجهيز و تكفين پادشاه مغفرت قرين پرداختند و جسد مطهرش را بگنبدى كه در جنب روضهء منوره رضويه عليه السلام و التحية واقعست مدفون ساختند اطباء دانا احساس سمى از سموم ميكردند و اذكياء فراست انتما قرب جوار امام هشتم عليه السلام را برين مدعا دليل ميآوردند جناب بلاغت‌شعار مولانا عبد القهار در تاريخ وفات آن پادشاه حميده اطوار گويد نظم آفتاب ملك بابرخان نماند * كى چنان خورشيد پنهان درخور است در ربيع ثانى و فصل ربيع * لاله را ساغر ز خون دل پر است چرخ را گفتم جگرها چاك شد * ديده‌ها از اشك و دامن پر در است اين چه حالست و چه تاريخست گفت * موت سلطانمؤيد بابر است و ميرزا ابو القاسم بابر را غير از شاه محمود فرزندى نبود و ذكر او بعد از تعداد اسامى اكابر آن زمان مسطور خواهد گرديد انشاء اللّه وحده العزيز ذكر شمه از حال مشايخ و افاضل كه معاصر بودند به آن پادشاه باذل از جملهء اعاظم مشايخ گرام كه در زمان دولت ميرزا ابو القاسم بابر از جهان فابى