غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
488
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
فيروزى اثر پرداخته ميدان قتال را بفر طلعت همايون غيرتافزاى فضاى سپهر بوقلمون گردانيد و از آنجانب اشرار ديوسار ذو القدر در برابر آمده درين روز نيز حربى در غايت صعوبت بوقوع انجاميد و مخالفان خيرهسر بدستور روز پيشتر قدم ثبات استوار داشته بهنگام هجوم سپاه ظلام هريك از فرق ناجيه و زمرهء باغيه بمعسكر خويش متوجه گرديد صباح روز سيم كه خسرو انجم علم پر زيور فتح و ظفر برافراخت و از استعمال اشعهء اسنه و تيغ بيدريغ خيل ظلام شب محنت انجام را مغلوب ساخت بار ديگر غازيان رستم اثر شمشير و خنجر كشيده روى بقوم پر شر ذو القدر آوردند و درين روز نسايم نصرت و برترى بر شقهء رايت سالكان مسالك شريعت و دينپرورى وزيده اعداى واژون اختر آغاز انهزام كردند اما مضمون كلمهء ( قل لن ينفعكم الفراران فررتم ) شامل حال آن مردم گشت و سرپنجهء قدرت سپاه بهرام صولت بساط حيات اكثر آنقوم بيدولت را درنوشت جهات و يراق و متملكات ايشان به تمام در تحت تصرف لشگر فيروزى انجام قرار گرفت از صرصر غضب پادشاهى نايرهء فنا در بيوتات و انبار غله آنجمع خاكسار سمت اشتعال پذيرفت بيت بباد غضب آتشى برفروخت * كه شهر و ده خاكساران بسوخت و پادشاه ستوده مآثر بعد از فراغ خاطر از مهم آنقوم مدبر عازم دياربكر گشته بر حدود شام عبور نمود و از حكام و سرداران ولايات جمعى را كه بقدم اطاعت بدرگاه عالمپناه آمده لوازم نياز و نثار به - جاى آوردند نوازش فرمود و چون هواى دياربكر از غبار موكب ظفر آثار عنبر بيز و مشكبار گشت بمسامع جاه و جلال پيوست كه طايفه از توابع علاء الدوله در قلعه جزپرت توطن دارند و حصانت آنحصار موجب اغترار ايشان گشته شرايط فرمانبردارى بجاى نميآرند و موكب همايون بدانجانب شتافته سپاه ستاره عدد بمدد بخت سرمد محيط آسا بگرد آنقلعهء متانت انتما درآمدند و بافروختن شعلهء حرب و جنك و انداختن تفنك و سنك پرداخته در روز دوم چند رخنه در ديوار آنقلعه كه چون قبهء جوزا از وصمت اختلال مصون بود افكندند و صورت فتح و ظفر درنظر پادشاه فريدونفر جلوهگر شده حكم همايون شرف نفاز يافت كه غازيان عظام رعايا و مزارعان را اصلا تعرض نرسانند و از اتباع علاء الدوله ذو القدر هركس يابند اسير سرپنجه اقتدار گردانند و فرمانبران موجب فرموده عمل نموده چون كيفيت فتح قلعه جزپرت بمسامع كوتوالان ساير قلاع دياربكر رسيد مجموع از مقام سركشى و عناد درگذشته مقاليد حصون و بلاد را با تحف شايسته و تبركات بايسته بدرگاه عالمپناه فرستادند و اظهار عبوديت و اخلاص نموده ابواب اطاعت و خدمتكارى برگشادند و پادشاه مخلص نواز درباره آنجماعت انعام و احسان فرموده زمام ايالت ولايت دياربكر را در قبضهء درايت محمد بيك استاجلو نهاد و طبل مراجعت كوفته عنان به طرف خلاط انعطاف داد در اثناء راه شرف الدين بيك كه حاكم تبليس بود با پيشكش فراوان بآستان سلطنتآشيان شتافته شرف بساطبوسى حاصل نمود و حليس ساير خدام عاليمقام گشته دست عنايت پادشاه برجيس قدر ابواب لطف و مرحمت بر