غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

472

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

روى بديشان آوردند و هردو طايفه درهم آويخته و گرد بلا بر فرق يكديگر بيخته صعوبت آن محاربه بمرتبهء انجاميد كه تا بهرام شديد انتقام در ميدان سپهر فولادفام مقام دارد ديدهء هيچ آفريدهء خون‌ريزشى چنان نديد و گوش هيچ جهانديدهء كوششى بدانسان نشنيده نظم يلان از دو جانب در آن رستخيز * كشيدند بر يكديگر تيغ تيز ز شمشير شد سينها چاك‌چاك * ز خون گشت رخساره از گرد پاك كثرت جيفهء كشتگان فضاى معركه را بر طالبان نام و ننك تنك گردانيد و وفور سيلان خون روز بر گشتگان نمونه آمويه و جيحون در صحراى جنك بحيز ظهور رسانيد نظم در آن جنك از دست‌برد يلان * ز شمشير مرد افكن پردلان بهرسو روان گشت جوئى ز خون * بپهنا ز درياى جيحون فزون آخر الامر نسيم كرامت شميم ظفر از مهب ( وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ ) بر پرچم علم شاهى وزيدن گرفت و روايح مشكين فوايح نصرت از گلزار فرح آثار ( إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً ) بمشام خدام موكب ظل الهى رسيدن آغاز نهاد و غازيان عظام به قوت دولت پادشاه جمشيد احتشام اصحاب ظلم و ظلام را از پيش برداشتند و زبان حال و قال بمضمون كريمهء ( فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ ) گردان ساخته يكتن از سپاه دشمن در معركه زنده و باقى نگذاشتند نامراد با معدودى چند كه در اجل ايشان اندك تاخيرى بود به طرف شيراز گريخت و بسيارى از امرا و متابعان او را همدران ميدان خون با خاك راه برآميخت بعضى ديگر كه بهرطرف فرار كردند غازيان از عقب شتافته گرد از وجود محنت فرسودشان برآوردند كرايم غنايم و نفايس اجناس كه در آن مصاف بتحت تصرف غازيان درآمد بسيار بود و كثرت اسب و استر و اشتر كه اهل تهور از نامراد و اتباعش گرفته بمثابهء بود كه محاسب و هم تعداد آن نمىتوانست نمود و پادشاه ذو اقتدار بعد ازين فتح نامدار مردان روزگار را بانعام و احسان فراوان نوازش كرده فتح نامها به اطراف امصار و بلدان فرستاد و عنان سمند تنومند بدامن كوه الوند منعطف ساخته در آن ييلاق دلپسند داد عيش و كامرانى داد ( و الحمد للّه على تواتر نعمائهء و توافر آيه ) . گفتار در بيان نهضت رايت ظفر طراز بصوب دار الملك شيراز و رفتن پادشاه عاليشان بعد از تسخير فارس بجانب كاشان چون پادشاه سعادتمند روزىچند در دهان كوه الوند بفراغبال بگذرانيد چنان معلوم گشت كه نامراد در شيراز رحل اقامت انداخته و همت بر ضبط ممالك فارس و توابع مصروف ساخته راى صوابنما چنان اقتضا فرمود كه قبل از انكه خصم ضعيف قوى گردد و از هرطرف لشگرى برو پيوندد عنان عزيمت بدانصوب معطوف سازد و بصرصر غضب نهال‌اقبال او را از بنياد براند از دلا جرم علم ظفر شيم از ولايت همدان بجانب دار الملك سليمان عليه