غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
469
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سبزه گشت عازم دشت بعرض پادشاه گيتىستان رسيد كه اميرزاده الوند در ارزنجان كرت ديگر سپاهى فراهم كشيده و به خيال محال استقلال اسباب حرب و قتال معد و مهيا گردانيده و دفع شر آن بداختر بر ذمه همت شاه والاگهر واجب نموده از دار الملك تبريز با لشگر پرستيز عازم خونريز معاندان گشت و بطالع مسعود ماهچهء رايت نصرت آيت بصوب ارزنجان در حركت آمده آواى نفير و صداى طبل كوچ از ايوان كيوان درگذشت نظم برآمد ز كوس روار و غريو * غريوى كزانشد سراسيمه ديو ز بانك دهل گوش بگرفت ماه * ز گرد سپه م ؟ ؟ ؟ ر گم كرد راه و موكب همايون پادشاه آفاق از راه آله تاق به ترجان شتافته چون خبر آن بسمع الوند رسيد عنان تمكن و ثبات از دست داده متوجه كيفى گرديد و از كيفى نيز راه گريز پيش گرفته شاه عاليشان در يلاقهاى ترجان و ارزنجان چندگاه بامر شكار پرداخته رايات عيش و نشاط افراخت در آن اثنا بتحقيق پيوست كه الوند با جمعى كثير از سپاه شكوهمند باز عزم رزم نموده و از تبريز ؟ ؟ ؟ نقل فرموده از وزيدن صرصر اينخبر آتش غضب پادشاه صفدر اشتعال يافت و درياى سپاه ظفر دستگاه را در طلاطم آورده عنانيكران به طرف آذربايجان تافت و چون حدود قلعهء باكو مضرب خيام عساكر نصرت انجام گشت خاطر همايون بران قرار گرفت كه با فوجى از ابطال رجال بر سبيل استعجال ايلغار كرده ناگهان خود را بر سر ارباب ظلم و ظلال رساند و صيد مقصود را بكمند گزند گرفتار ساخته ضمير مهر تنوير از آن ممر فارغ گرداند و به اين عزيمت پاى مبارك در ركاب اشهب گردون شتاب آورده عنان ريز بحدود تبريز شتافت و الوند از قرب وصول پادشاه عاليجاه خبر يافته بار ديگر گريز بر ستيز اختيار كرد و از اوجان بهمدان رفته از آنجا روى توجه ببغداد آورد و پادشاه گيتىستان چون باوجان رسيد و بر كيفيت فرار خصم مطلع گرديد آن مقدار آنجا توقف فرمود كه غازيان عظام احمال و اثقال مخالفان را كه از غايت استعجال در اوجان گذاشته بودند تصرف نمودند آنگاه كرت ديگر هواى تبريز از غبار موكب كواكب مراتب عبير بيز ساخت و در آن زمستان نيز در آن بلده قشلاق كرده اعلام دينپرورى و رايات عدلگسترى برافروخت اما اميرزاده الوند چون روزىچند در بغداد اوقات گذرانيد بسبب خروج قاسم بيك كه از امراى بايندرى بود بجانب دياربكر توجه نمود و در آن ديار به مرض صعب گرفتار گشته دست قضا سجل حياتش درنورديد يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ گفتار در بيان نهضت علم انجم حشم بعزم تسخير ممالك عراق عجم در آن ايام خجسته آغاز فرخندهانجام كه مملكت آذربايجان بحيز تسخير پادشاه كشورستان درآمد سلطان مراد بن يعقوب ميرزا كه جام زندگانى او از شراب مراد و مرام تهى بود و به اين سبب زبان الهام بيان شاهى از وى بنا مراد تعبير مينمود ولايات عراق عجم و فارس و كرمان را با توابع و مضافات در تحت تصرف داشت و در آن زمستان كه