غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
467
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر جلوس همايون پادشاه ربع مسكون و ارتفاع لواء ملت بيضا بيمن دولت روزافزون چون تقدير بىتغيير پروردگار خبير ( الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) متعلق بدان بود كه برطبق حديث صحيح ( ان اللّه يبعث على رأس كل ماية سنة من يجدد لها دينها ) اساس دين نبوى از مساعى معمار دولت پايدار پادشاه صفوى صفت متانت و استحكام گيرد و رياض شرع مبين مصطفوى بتازگى از رشحات سحاب همت عالى آثار وارث خلافت مرتضوى سمت خضرت و نضارت پذيرد از اوايل طلوع آفتاب سلطنت و اقبال هرگز پيكر نصرت و ظفر از ظلال رايات همايون حالش تخلف ننموده و نمىنمايد و از مبادى ظهور اسباب شوكت و استقلال پيوسته صورت فتح و فيروزى در آينهء ضمير منير مهر تنويرش با حسن وجهى چهره گشوده و ميگشايد نظم جهانگيرى كه هست از بخت سرمد * بتائيد خداوند مؤيد ظفر پيوسته باشد در ركابش * شرف در موكب نصرت ايابش بهر كشور خرامد شاد و خرم * شود تخت از قدوم او مكرم عيار زر نامش در فزايد * به چشم از هرچه گوئى به نمايد عطارد بر فلك گويد ثنايش * خطيب منبر گردون دعايش و چون بدستور معهود اين پادشاه مؤيد منصور در موضع شرور لواء فتح و فيروزى برافراخت و غايت عنايت ملك ملكبخش خلعت با بهجت ( و اللّه تؤتى الملك من يشاء ) بر قامت قابليتش مرتب ساخت از آنمقام مبتهج و دوستكام متوجه دار السلطنه تبريز گشته در روزى كه داخل ايام سنهء ست و تسعمائه بود بسان عميد دلگشا و مانند روز نوروز فرحافزاى مىنمود هماى چتر همايون فال ضلال دولت و اقبال بر مفارق متوطنان آنديار مبسوط گردانيد و بنور طلعت عالمآراى و صيقل معدلت ظلمتزداى ظلام ظلم ظلمهء تراكمه زنك جور از ساحت ملك آذربايجان و آئينه ضمير اهل ايمان بمرتبهء انكشاف و انجلا رسانيد در ساعتى سعادتبخش و زمانى ميمنت نشان اورنك سلطنت و جهانبانى از يمن قدوم آن آفتاب اوج كامرانى در علو قدر از سپهر برين برتر آمد و افسر خلافت و كشورستانى ببركت وصول بر فرق همايون آن زيبندهء سرير كيانى از جميع اسباب سرفرازى بر سر آمد رباعى افسر ز سر تو گشت نامى شاها * تخت از قدم تو شد گرامى شاها انصاف تو ملك راست حامى شاها * زان ملك تو شد جهان تمامى شاها و چون همگى همت عالىنهمت شاهى بر تقويت مذهب عليهء اماميه و تمشيت مهام شريعت مطهرهء مصطفويه مصروف و مقصور است هم در اول جلوس همايون فرمان واجب الاذعان شرف نفاذ پيوست كه خطباى ممالك آذربايجان خطبه بنام نامى ائمه اثنى عشر سلام اللّه عليهم الى يوم الحشر خوانند و پيشنمازان تمامى بلدان در اقامت صلوة و ساير عبادات رسوم مذموم مبتدعه را منسوخ گردانند مؤذنان مساجد و معابد لفظ اشهد ان عليا ولى اللّه داخل كلمات اذان سازند و غازيان عابد و لشگريان مجاهد از هركس امرى مخالف ملت بيضا مشاهده نمايند