غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
463
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شاه عاليجاه رسانيد آنحضرت فرمود كه اين واقعه داخل رؤياء صالحه است زيرا كه من بعد از عبور از آب رعايت حال گلستانيان را با خود نذر كرده بودم و تا غايت آن راز سربسته را پيش هيچكس نگشودم اكنون آن نذر را بوفا رسانيده از اينجا كوچ مينمايم و ابواب تفرقه و تشويش بر روى روزگار ساكنان اينحصار نميگشايم ديگر آنكه در اثناء اين وقايع قاصدى از نزد شيخ محمد خليفه كه جهة تحقيق حال ارباب ظلم و ظلام بجانب قراباغ رفته بود رسيد و بشرف عرض رسانيد كه اميرزاده الوند سپاهى افزون از چون و چند فراهم آورده و نخچوان را معسكر نكبت اثر كرده و محمد قراچه را با فوجى از جنود آذربايجان به طرف گنجه فرستاده تا از قومين اولى گذشته ببلاد شروان درآيد و حسن بيك شكر اغلى را بگرما رود ارسال داشته كه از آنطرف بسوى آنولايت توجه فرمايد شاه دينپناه چون بر خيال محال مخالفان بدافعال واقف گشت بيكبارگى از سر جرايم مردم گلستان درگذشت و بعد از تقديم مشاورت با اعاظم امرا و اركان دولت عزم رزم الوند را جزم كرده بجمع آوردن كشتيها و بستن جسر بر معبر جواد فرمان داد و جوش ميرزا بفرمان اشرف اعلى به ترتيب پل مأمور گشته بدانجانب شتافت و همدران ايام پادشاه گردونغلام عنان ابرش خوشخرام بكنار آب تاخت و مواكب كواكب مراتب شاهى در ضمان تائيد الهى از جسريكه در جواد تكميل يافته بود عبور نمود آنگاه تدبير دفع اعداء دين و دولت كرده قراول تعين فرمود . ذكر مخالفت اميرزاده الوند با پادشاه سعادتمند اميرزاده الوند كه در آن زمان بر بعضى از بلاد آذربايجان استيلا داشت از فتوحاتى كه پادشاه جهانيان را در ممالك شروان روى نمود انديشمند گشته با خود گفت كه چون خدام امامت آشيان از فتح شروان فراغت يابند احتمال قريب دارد كه قصد تسخير آذربيجان نموده بدينجانب شتابند پس مصلحت چنانست كه پيش از آنكه اين معنى از حيز قوه بفعل آيد ما سپاه اينحدود را جمع آورده در دفع غازيان اهتمام نمائيم و عنان عزيمت بجانب شروان انعطاف داده در طريق كشورگشائى سلوك فرمائيم و به اين خيال محال لشگرى عظيم از ابطال رجال فراهم كشيده در نخچوان اعلام نكبت اعلام برافراشت و حسن بيك شكر اوغلى را برسم منغلاى بگرمارود روان ساخت و چون شاه عاليجناب از آب عبور نموده بر حقيقت احوال سالكان طريق ضلال اطلاع يافت بيرى بيك قجر را كه پهلوانى بود شجاع و صفدر با فوجى از جوانان جوشن در بدفع شر حسن بيك شكر اوغلى روان فرمود و بيرى - بيك بجانب گرمارود ايلغار كرده حسن بيك تاب مقابله و مقاتله او نياورد و سلوك طريق فرار بر قرار در ميدان پيكار اختيار نموده در نخچوان بالوند پيوست و بيرى بيك بعضى از بازماندگان او را به تيغ بيدريغ گذرانيده يراق ايشان را غنيمت گرفت و بپايهء سرير