غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

453

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

سپاه انجم عدد در حوالى مسكن آن دد آواز تهليل و تكبير باوج فلك اثير رسانيدند و خرس به قصد ايشان از مغاره بيرون شتافته پادشاه شجاعت پناه باوجود آنكه سن شريفش هنوز از دوازده سالگى تجاوز ننموده بود بنفس نفيس بجانب آن جانور مهيب توجه فرمود و دو چوبهء تير از شست درستش گشاد يافته هردو مانند تير تقدير بهدف مراد رسيد و خرس از پاى درافتاده مقتول گرديد لا جرم غلغله آفرين و تحسين از اطراف و جوانب بلند گشت و جهة دفع اصابت عين الكمال در فلك آيهء و ان يكاد بر زبان ملك گذشت مثنوى تعالى اللّه زهى شاه فلك قدر * چو حيدر در شجاعت منشرح صدر گريزان شير گردون از خدنگش * پلنك چرخ‌رانى زور چنگش نهاده چون بميدان دغاگام * ز سهمش خون فشانده چشم بهرام گهرافشان عطارد در ثنايش * ملك از صدق دل گفته دعايش . گفتار در بيان عزيمت شاه نوشيروان حشمت بصوب شروان و ذكر فتح قلعه منتش و غزو ديار گرجستان چون مدة دو ماه موضع ساروقايه در شايهء علم ظفر پيرايه سپهرقدر و بلندپايه بود شاه دين‌پناه پاى مبارك در ركاب ميمنت انتساب آورده از آن منزل به طرف آذربايجان نهضت فرمود و پس از وصول بدان مكان و اجتماع سپاه فراوان فرمان واجب الاذعان نفاذ يافت كه امراء عاليشان كلانتران جنود ظفرنشان را مجتمع گردانيده مطارحه نمايند كه توجه رايت نصرت آيت بصوب كدام ولايت مناسب دولت است و نوئينان حسب الحكم بتقديم رسانيده در آن انجمن هريك از غازيان دشمن‌شكن را رأيى روى نمود بعضى مصلحت چنان ديدند كه در آن زمستان در ارزنجان قشلاق كنند و بهنگام نزول جمشيد خورشيد در منزل بهرام اعلام فيروزى اعلام بصوب ديار ارباب ظلم و ظلام برافرازند و زمرهء بر زبان آوردند كه انسب آنست كه رخش همت بجانب اولكاه مواضع قرقره تازيم و بر سر كفار آنديار شتافته صداى گيرودار در خم طاق سپهر دوار اندازيم فرقهء ديگر را حركت چقورسعد مناسب نمود و طايفهء را سفر دياربكر ملايم‌مزاج بود و از جمله امراء خليفة الخلفا و حسين بيك لله اين سخنان را بعرض اشرف اعلى رسانيدند شاه مظفرلوا بر زبان الهام بيان گذرانيد كه هيچيك ازين آرا صواب نمينمايد و در حيز قبول اصحاب عقول در نمىآيد ما امشب درين استخاره بسر خواهيم برد و بموجب اشارتى كه از روحانيت ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين وقوع يابد عمل خواهيم كرد صباح روز ديگر كه از باطن سپهر اخضر شعشعهء انوار هدايت آثار درخشيدن گرفت و بلوامع ضمير الهام تاثير آفتاب منير عرصهء آفاق صفت اضائت پذيرفت آن مؤيد بتائيد الهى سالكان طريق